forewent the chance
از شانس صرف نظر کرد
forewent the offer
از پیشنهاد صرف نظر کرد
forewent the benefits
از مزایا صرف نظر کرد
forewent the reward
از جایزه صرف نظر کرد
forewent the trip
از سفر صرف نظر کرد
forewent the opportunity
از فرصت صرف نظر کرد
forewent the privilege
از امتیاز صرف نظر کرد
forewent the pleasure
از لذت صرف نظر کرد
forewent the time
از وقت صرف نظر کرد
forewent the meeting
از جلسه صرف نظر کرد
she forewent the opportunity to travel abroad.
او از فرصت سفر به خارج از کشور صرف نظر کرد.
he forewent dessert to stick to his diet.
او برای پایبندی به رژیم غذایی خود از دسر صرف نظر کرد.
they forewent the meeting to finish the project on time.
آنها برای اتمام پروژه به موقع از جلسه ناتوانی کردند.
she forewent her vacation to help her colleagues.
او برای کمک به همکاران خود از تعطیلات خود صرف نظر کرد.
he forewent his usual routine for a new experience.
او برای یک تجربه جدید از روال معمول خود صرف نظر کرد.
they forewent the luxury of a car for public transport.
آنها برای استفاده از حمل و نقل عمومی از تجملات داشتن ماشین صرف نظر کردند.
she forewent her coffee break to meet a deadline.
او برای رسیدن به مهلت مقرر از استراحت قهوه خود صرف نظر کرد.
he forewent the party to study for his exams.
او برای مطالعه برای امتحانات خود از مهمانی صرف نظر کرد.
they forewent their plans to help a friend in need.
آنها برای کمک به یک دوست نیازمند از برنامه های خود صرف نظر کردند.
she forewent shopping to save money for a trip.
او برای صرفه جویی در پول برای یک سفر از خرید خودداری کرد.
forewent the chance
از شانس صرف نظر کرد
forewent the offer
از پیشنهاد صرف نظر کرد
forewent the benefits
از مزایا صرف نظر کرد
forewent the reward
از جایزه صرف نظر کرد
forewent the trip
از سفر صرف نظر کرد
forewent the opportunity
از فرصت صرف نظر کرد
forewent the privilege
از امتیاز صرف نظر کرد
forewent the pleasure
از لذت صرف نظر کرد
forewent the time
از وقت صرف نظر کرد
forewent the meeting
از جلسه صرف نظر کرد
she forewent the opportunity to travel abroad.
او از فرصت سفر به خارج از کشور صرف نظر کرد.
he forewent dessert to stick to his diet.
او برای پایبندی به رژیم غذایی خود از دسر صرف نظر کرد.
they forewent the meeting to finish the project on time.
آنها برای اتمام پروژه به موقع از جلسه ناتوانی کردند.
she forewent her vacation to help her colleagues.
او برای کمک به همکاران خود از تعطیلات خود صرف نظر کرد.
he forewent his usual routine for a new experience.
او برای یک تجربه جدید از روال معمول خود صرف نظر کرد.
they forewent the luxury of a car for public transport.
آنها برای استفاده از حمل و نقل عمومی از تجملات داشتن ماشین صرف نظر کردند.
she forewent her coffee break to meet a deadline.
او برای رسیدن به مهلت مقرر از استراحت قهوه خود صرف نظر کرد.
he forewent the party to study for his exams.
او برای مطالعه برای امتحانات خود از مهمانی صرف نظر کرد.
they forewent their plans to help a friend in need.
آنها برای کمک به یک دوست نیازمند از برنامه های خود صرف نظر کردند.
she forewent shopping to save money for a trip.
او برای صرفه جویی در پول برای یک سفر از خرید خودداری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید