fretfulnesses

[ایالات متحده]/ˈfrɛtfəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈfrɛtfəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت اضطراب یا نگرانی

عبارات و ترکیب‌ها

fretfulnesses abound

نگرانی‌ها فراوان هستند

fretfulnesses arise

نگرانی‌ها پدید می‌آیند

fretfulnesses increase

نگرانی‌ها افزایش می‌یابند

fretfulnesses diminish

نگرانی‌ها کاهش می‌یابند

fretfulnesses linger

نگرانی‌ها طول می‌کشند

fretfulnesses persist

نگرانی‌ها ادامه می‌یابند

fretfulnesses overwhelm

نگرانی‌ها غرق‌آور می‌شوند

fretfulnesses manifest

نگرانی‌ها آشکار می‌شوند

fretfulnesses plague

نگرانی‌ها آفت می‌شوند

fretfulnesses fade

نگرانی‌ها محو می‌شوند

جملات نمونه

her fretfulnesses were evident during the meeting.

نگرانی‌های او در طول جلسه آشکار بود.

he tried to hide his fretfulnesses, but it showed on his face.

او سعی کرد نگرانی‌های خود را پنهان کند، اما روی صورتش نمایان بود.

fretfulnesses can often lead to misunderstandings in relationships.

نگرانی‌ها اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم در روابط شود.

she expressed her fretfulnesses through her art.

او نگرانی‌های خود را از طریق هنر خود بیان کرد.

the children's fretfulnesses were calmed by the teacher's soothing voice.

نگرانی‌های کودکان با صدای آرامش‌بخش معلم تسکین یافت.

he realized that his fretfulnesses were affecting his health.

او متوجه شد که نگرانی‌هایش بر سلامتی‌اش تأثیر می‌گذارد.

managing fretfulnesses is crucial for a balanced life.

مدیریت نگرانی‌ها برای داشتن یک زندگی متعادل بسیار مهم است.

her fretfulnesses about the exam were unnecessary.

نگرانی‌های او در مورد امتحان غیرضروری بود.

fretfulnesses can be alleviated through meditation.

می‌توان نگرانی‌ها را از طریق مدیتیشن کاهش داد.

he often shared his fretfulnesses with close friends.

او اغلب نگرانی‌های خود را با دوستان نزدیکش در میان می‌گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید