laughing gaily
خندیدن با خوشحالی
dancing gaily
رقصیدن با خوشحالی
talking gaily
صحبت کردن با خوشحالی
gaily dressed in ribbons and flounces.
پوشیده به شایستگی با روبانها و چیندارها
he waved gaily to the little crowd.
او با خوشحالی به جمعیت کوچک دست تکان داد.
she plunged gaily into speculation on the stock market.
او با خوشحالی به بررسی بازار سهام پرداخت.
Why person not gaily when incontrollable Where is oneself mood?
چرا شخص نباید با وجود غیرقابل کنترل بودن، شاد باشد؟ حال و هوای خود کجاست؟
gaily coloured sailing boats dot the lake.
قایقهای بادبانی رنگارنگ به زیبایی دریاچه را تزئین کردهاند.
Off we set, with Pam chattering gaily all the way.
ما شروع کردیم، با پم که در تمام مسیر با خوشحالی صحبت میکرد.
When gaited or when the dog is excited it is carried gaily but not over the back.
وقتی که راه میرود یا وقتی که سگ هیجانزده است، با خوشحالی حمل میشود اما نه روی کمر.
laughing gaily
خندیدن با خوشحالی
dancing gaily
رقصیدن با خوشحالی
talking gaily
صحبت کردن با خوشحالی
gaily dressed in ribbons and flounces.
پوشیده به شایستگی با روبانها و چیندارها
he waved gaily to the little crowd.
او با خوشحالی به جمعیت کوچک دست تکان داد.
she plunged gaily into speculation on the stock market.
او با خوشحالی به بررسی بازار سهام پرداخت.
Why person not gaily when incontrollable Where is oneself mood?
چرا شخص نباید با وجود غیرقابل کنترل بودن، شاد باشد؟ حال و هوای خود کجاست؟
gaily coloured sailing boats dot the lake.
قایقهای بادبانی رنگارنگ به زیبایی دریاچه را تزئین کردهاند.
Off we set, with Pam chattering gaily all the way.
ما شروع کردیم، با پم که در تمام مسیر با خوشحالی صحبت میکرد.
When gaited or when the dog is excited it is carried gaily but not over the back.
وقتی که راه میرود یا وقتی که سگ هیجانزده است، با خوشحالی حمل میشود اما نه روی کمر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید