sits

[ایالات متحده]/[sɪts]/
[بریتانیا]/[sɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present simple of sit) نشستن با قرار گرفتن بدن بر روی پاها؛ قرار گرفتن یا قرار داشتن؛ تصدی یک مقام.
n. (singular of sitter) شخصی که نشسته است.

عبارات و ترکیب‌ها

he sits

او می‌نشیند

sits there

آنجا می‌نشیند

sitting pretty

زیبا نشسته

she sits

او می‌نشیند

sits down

می‌نشیند

sits well

خوب می‌نشیند

sits inside

داخل می‌نشیند

sits around

اطراف می‌نشیند

sitting next

کنار نشسته

جملات نمونه

the cat sits on the windowsill, watching the birds.

گربه روی طاقچه نشسته و پرندگان را تماشا می‌کند.

he sits across from me at the conference table.

او روبروی من پشت میز کنفرانس نشسته است.

she sits quietly in the corner, reading a book.

او به آرامی در گوشه نشسته و کتاب می‌خواند.

the old man sits on a park bench, feeding the pigeons.

مرد پیر روی نیمکت پارک نشسته و به گنجشک‌ها غذا می‌دهد.

my friend sits next to me during the movie.

دوست من در طول فیلم کنار من نشسته است.

the lawyer sits attentively during the trial.

وکیل در طول محاکمه با دقت نشسته است.

the baby sits in a high chair, enjoying his meal.

نوزاد در صندلی غذاخوری نشسته و از غذایش لذت می‌برد.

the queen sits on the throne, receiving guests.

ملکه روی تخت نشسته و پذیرای مهمانان است.

he sits in a meditative pose, clearing his mind.

او در حالت مراقبه نشسته و ذهن خود را پاک می‌کند.

the student sits at his desk, studying diligently.

دانشجو پشت میزش نشسته و با دقت مطالعه می‌کند.

the artist sits before the easel, painting a landscape.

هنرمند روبروی بوم نقاشی نشسته و منظره‌ای را نقاشی می‌کند.

the judge sits on the bench, presiding over the case.

قاضی روی نیمکت نشسته و بر پرونده نظارت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید