gloomiest

[ایالات متحده]/[ˈɡluːmɪst]/
[بریتانیا]/[ˈɡluːmɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سیاه‌ترین؛ بسیار خنگ کننده؛ با سیاه‌گری یا افسردگی مشخص شده؛ بیان یا پیشنهاد سیاه‌گری را دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

the gloomiest day

پر امیدترین روز

feeling gloomiest

احساس پر امیدترین

gloomiest weather

پر امیدترین آب و هوا

was gloomiest

پر امیدترین بود

so gloomiest

پر امیدترین

gloomiest outlook

پر امیدترین نگرش

in gloomiest

در پر امیدترین

gloomiest mood

پر امیدترین حالت

gloomiest time

پر امیدترین زمان

utterly gloomiest

کاملاً پر امیدترین

جملات نمونه

the day was the gloomiest i'd ever seen, a perfect backdrop for a horror film.

آن روز تاریک‌ترین روزی بود که تا کنون دیده بودم، پس‌زمینه‌ای کامل برای یک فیلم وحشی.

after the argument, a gloomiest mood settled over the entire house.

پس از جدال، حالتی تاریک‌تر بر روی تمام خانه فروپاشید.

despite the rain, she tried to maintain a positive attitude, refusing to succumb to the gloomiest feelings.

هر چند باران می‌بارید، او سعی کرد نگرش مثبتی حفظ کند و به احساسات تاریک‌تر فرو نیفتد.

the old lighthouse stood on the cliff, a beacon of hope against the gloomiest of storms.

راش‌نما قدیمی روی تپه قرار داشت، نوری امید در برابر تاریک‌ترین باد‌های بارانی.

he described the abandoned factory as the gloomiest place he had ever visited.

او کارخانه ترکیده را تاریک‌ترین مکانی که تا کنون دیده بود، توصیف کرد.

the novel explored the gloomiest aspects of human nature, leaving the reader disturbed.

این رمان جنبه‌های تاریک‌تر طبیعت انسانی را بررسی کرد و خواننده را به‌هم می‌ریخت.

the detective investigated the case, navigating the gloomiest corners of the city.

چکی‌ستی دستگاه را بررسی کرد، در گوشه‌های تاریک‌تر شهر حرکت می‌کرد.

the artist sought to capture the gloomiest atmosphere of a winter evening in his painting.

هنرمند سعی کرد در نقاشی‌اش جو تاریک‌تری شب زمستان را ثبت کند.

the news report detailed the gloomiest economic forecast for the coming year.

گزارش خبری پیش‌بینی‌های اقتصادی تاریک‌تر را برای سال آینده جزئیات‌بندی کرد.

even with the lights on, the basement remained the gloomiest part of the house.

حتی با روشن بودن نورها، زیرزمین همچنان تاریک‌ترین بخش خانه بود.

the film portrayed the gloomiest future imaginable, a stark warning about environmental damage.

فیلم آینده‌ای تاریک‌ترین ممکن را نمایش داد، هشداری واضح درباره آسیب‌های زیست‌محیطی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید