goldenness

[ایالات متحده]/[ˈɡəʊldənɪs]/
[بریتانیا]/[ˈɡoʊldənɪs]/

ترجمه

n. کیفیت طلایی؛ ظاهر طلایی؛ حالت خوشبختی یا خوشحالی.

عبارات و ترکیب‌ها

goldenness of light

زیبایی نور

filled with goldenness

پر از زیبایی

a goldenness glow

نور زیبایی

experiencing goldenness

تجربه زیبایی

goldenness hour

ساعت زیبایی

capturing goldenness

پایگیری زیبایی

sense of goldenness

احساس زیبایی

goldenness reflected

زیبایی بازتابیده شده

showed goldenness

زیبایی نشان داده شد

goldenness touched

زیبایی لمس شد

جملات نمونه

the sunset glowed with a breathtaking goldenness.

گرما و زیبایی طلایی غروب خورشید بسیار دیدنی بود.

she captured the goldenness of the wheat fields in her painting.

او در نقاشی خود زیبایی طلایی زمین‌های جوی را ثبت کرد.

the goldenness of the autumn leaves was truly remarkable.

زیبایی طلایی برگ‌های پاییزی واقعاً شگفت‌آور بود.

he described the goldenness of the afternoon light on the beach.

او زیبایی طلایی نور عصر روی پляج را توصیف کرد.

the goldenness of the honey filled the jar.

زیبایی طلایی می‌وه در جار پر شد.

the child marveled at the goldenness of the sand on the shore.

کودک به زیبایی طلایی ریگ در ساحل شگفت‌زده شد.

the photographer sought to highlight the goldenness of the landscape.

فotograf به دنبال تاکید بر زیبایی طلایی منظره بود.

a subtle goldenness permeated the room from the lamps.

یک زیبایی طلایی ظریف از لامپ‌ها به اتاق گسترش یافت.

the goldenness of the antique jewelry was captivating.

زیبایی طلایی جواهرات باستانی مانا کننده بود.

he appreciated the goldenness of the vintage champagne.

او زیبایی طلایی شامپاگن قدیمی را ارزشمند دانست.

the goldenness of the desert sand stretched as far as the eye could see.

زیبایی طلایی ریگ‌های صحرا به اندازه‌ای که چشم می‌توانست دید، گسترده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید