| جمع | great-aunts |
great-aunt's house
خانه خالهی بزرگ
my great-aunt
خالهی بزرگ من
visiting great-aunts
بازدید از خالههای بزرگ
great-aunt gave
خالهی بزرگ داد
remembering great-aunt
یادآوری خالهی بزرگ
a great-aunt lived
یک خالهی بزرگ زندگی میکرد
great-aunts' stories
داستانهای خالههای بزرگ
helped my great-aunt
خالهی بزرگ من را کمک کرد
great-aunt's recipes
وصفات خالهی بزرگ
asked great-aunt
خالهی بزرگ را پرسیدم
my great-aunt always sent me lovely christmas cards.
خانم دوست من همیشه به من کارتهای عید غدیر زیبایی میفرستاد.
we visited my great-aunt martha last weekend.
ما گذشته هفته به خانم دوست من مارتا مراجعه کردیم.
my great-aunt's apple pie is legendary in our family.
پای سیب خانم دوست من در خانواده ما افسانهای است.
she inherited her great-aunt’s antique jewelry collection.
او مجموعهای از جواهرات باستانی خانم دوستش را به ارث برده است.
my great-aunt taught me how to knit when i was little.
خانم دوست من وقتی من کودک بودم به من یاد داد که چگونه بافتنی انجام دهم.
we’re going to celebrate my great-aunt’s 80th birthday.
ما قصد داریم ۸۰ سالگی خانم دوست من را جشن بگیریم.
my great-aunt lived in a charming cottage by the sea.
خانم دوست من در یک خانهچه زیبایی در کنار دریا زندگی میکرد.
she bears a striking resemblance to her great-aunt.
او به خانم دوستش بسیار شباهت دارد.
my great-aunt is a retired school teacher.
خانم دوست من یک معلم مدرسهای است که دیروز بازنشسته شده است.
we listened to great-aunt elsie's fascinating stories.
ما به داستانهای جذاب خانم دوست اِلزی گوش دادیم.
my great-aunt enjoys gardening and birdwatching.
خانم دوست من لذت بردن از کاشت و کار گیاهان و مشاهده پرندگان را دوست دارد.
great-aunt's house
خانه خالهی بزرگ
my great-aunt
خالهی بزرگ من
visiting great-aunts
بازدید از خالههای بزرگ
great-aunt gave
خالهی بزرگ داد
remembering great-aunt
یادآوری خالهی بزرگ
a great-aunt lived
یک خالهی بزرگ زندگی میکرد
great-aunts' stories
داستانهای خالههای بزرگ
helped my great-aunt
خالهی بزرگ من را کمک کرد
great-aunt's recipes
وصفات خالهی بزرگ
asked great-aunt
خالهی بزرگ را پرسیدم
my great-aunt always sent me lovely christmas cards.
خانم دوست من همیشه به من کارتهای عید غدیر زیبایی میفرستاد.
we visited my great-aunt martha last weekend.
ما گذشته هفته به خانم دوست من مارتا مراجعه کردیم.
my great-aunt's apple pie is legendary in our family.
پای سیب خانم دوست من در خانواده ما افسانهای است.
she inherited her great-aunt’s antique jewelry collection.
او مجموعهای از جواهرات باستانی خانم دوستش را به ارث برده است.
my great-aunt taught me how to knit when i was little.
خانم دوست من وقتی من کودک بودم به من یاد داد که چگونه بافتنی انجام دهم.
we’re going to celebrate my great-aunt’s 80th birthday.
ما قصد داریم ۸۰ سالگی خانم دوست من را جشن بگیریم.
my great-aunt lived in a charming cottage by the sea.
خانم دوست من در یک خانهچه زیبایی در کنار دریا زندگی میکرد.
she bears a striking resemblance to her great-aunt.
او به خانم دوستش بسیار شباهت دارد.
my great-aunt is a retired school teacher.
خانم دوست من یک معلم مدرسهای است که دیروز بازنشسته شده است.
we listened to great-aunt elsie's fascinating stories.
ما به داستانهای جذاب خانم دوست اِلزی گوش دادیم.
my great-aunt enjoys gardening and birdwatching.
خانم دوست من لذت بردن از کاشت و کار گیاهان و مشاهده پرندگان را دوست دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید