grouses about
در مورد شکایت
grouses over
در مورد شکایت
grouses at
در مورد شکایت
grouses with
در مورد شکایت
grouses against
در مورد شکایت
grouses in
در مورد شکایت
grouses on
در مورد شکایت
grouses from
در مورد شکایت
grouses towards
به سمت شکایت
grouses to
به سمت شکایت
she always grouses about her workload.
او همیشه در مورد حجم کاری خود غر میزند.
he grouses whenever he has to wake up early.
او هر وقت مجبور باشد زود از خواب بیدار شود، غر میزند.
they often grouse about the traffic during rush hour.
آنها اغلب در مورد ترافیک در ساعات شلوغی غر میزنند.
my friend grouses about the weather every winter.
دوست من هر زمستان در مورد هوا غر میزند.
she grouses when her favorite show is canceled.
او وقتی برنامه مورد علاقهاش لغو میشود، غر میزند.
he tends to grouse if he doesn't get his way.
او معمولاً غر میزند اگر به خواسته خود نرسد.
people often grouse about the rising cost of living.
مردم اغلب در مورد افزایش هزینه زندگی غر میزنند.
she grouses about her neighbors' loud music.
او در مورد صدای بلند موسیقی همسایگانش غر میزند.
he always grouses when he has to do chores.
او همیشه وقتی مجبور است کارهای خانه را انجام دهد، غر میزند.
they grouse about the lack of parking spaces.
آنها در مورد کمبود جای پارک غر میزنند.
grouses about
در مورد شکایت
grouses over
در مورد شکایت
grouses at
در مورد شکایت
grouses with
در مورد شکایت
grouses against
در مورد شکایت
grouses in
در مورد شکایت
grouses on
در مورد شکایت
grouses from
در مورد شکایت
grouses towards
به سمت شکایت
grouses to
به سمت شکایت
she always grouses about her workload.
او همیشه در مورد حجم کاری خود غر میزند.
he grouses whenever he has to wake up early.
او هر وقت مجبور باشد زود از خواب بیدار شود، غر میزند.
they often grouse about the traffic during rush hour.
آنها اغلب در مورد ترافیک در ساعات شلوغی غر میزنند.
my friend grouses about the weather every winter.
دوست من هر زمستان در مورد هوا غر میزند.
she grouses when her favorite show is canceled.
او وقتی برنامه مورد علاقهاش لغو میشود، غر میزند.
he tends to grouse if he doesn't get his way.
او معمولاً غر میزند اگر به خواسته خود نرسد.
people often grouse about the rising cost of living.
مردم اغلب در مورد افزایش هزینه زندگی غر میزنند.
she grouses about her neighbors' loud music.
او در مورد صدای بلند موسیقی همسایگانش غر میزند.
he always grouses when he has to do chores.
او همیشه وقتی مجبور است کارهای خانه را انجام دهد، غر میزند.
they grouse about the lack of parking spaces.
آنها در مورد کمبود جای پارک غر میزنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید