grungy

[ایالات متحده]/ˈɡrʌn.dʒi/
[بریتانیا]/ˈɡrʌn.dʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کهنه، پایین‌تر، ناخوشایند، کثیف، نامرتب
Word Forms
صفت تفضیلیgrungier

عبارات و ترکیب‌ها

grungy look

ظاهر نامرتب

grungy style

سبک نامرتب

grungy music

موسیقی نامرتب

grungy vibe

فضای نامرتب

grungy art

هنر نامرتب

grungy atmosphere

فضای نامرتب

grungy design

طراحی نامرتب

grungy texture

بافت نامرتب

grungy fashion

مد نامرتب

grungy scene

صحنه نامرتب

جملات نمونه

the old warehouse looked grungy and abandoned.

انبارهای قدیمی به نظر زهوار در رفته و متروکه بودند.

he wore a grungy t-shirt and ripped jeans.

او یک تی‌شرت زهوار در رفته و شلوار جین پاره پوشیده بود.

the grungy atmosphere of the bar attracted a unique crowd.

فضای زهوار در رفته بار، گروهی منحصر به فرد را به خود جذب کرد.

she loved the grungy aesthetic of the music scene.

او عاشق زیبایی‌شناسی زهوار در رفته صحنه موسیقی بود.

the grungy streets were filled with graffiti.

جاده‌های زهوار در رفته پر از نقاشی دیواری بودند.

they found a grungy old couch in the thrift store.

آنها یک مبل زهوار در رفته قدیمی در مغازه دست دوم پیدا کردند.

the band's grungy sound was popular in the 90s.

صدای زهوار در رفته گروه در دهه 90 محبوب بود.

he liked to hang out in grungy coffee shops.

او دوست داشت در کافه‌های زهوار در رفته وقت بگذراند.

the artist embraced a grungy style in her paintings.

هنرمند یک سبک زهوار در رفته را در نقاشی‌های خود پذیرفت.

they spent the night in a grungy motel by the highway.

آنها شب را در یک متل زهوار در رفته کنار بزرگراه گذراندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید