| صفت تفضیلی | grungier |
grungy look
ظاهر نامرتب
grungy style
سبک نامرتب
grungy music
موسیقی نامرتب
grungy vibe
فضای نامرتب
grungy art
هنر نامرتب
grungy atmosphere
فضای نامرتب
grungy design
طراحی نامرتب
grungy texture
بافت نامرتب
grungy fashion
مد نامرتب
grungy scene
صحنه نامرتب
the old warehouse looked grungy and abandoned.
انبارهای قدیمی به نظر زهوار در رفته و متروکه بودند.
he wore a grungy t-shirt and ripped jeans.
او یک تیشرت زهوار در رفته و شلوار جین پاره پوشیده بود.
the grungy atmosphere of the bar attracted a unique crowd.
فضای زهوار در رفته بار، گروهی منحصر به فرد را به خود جذب کرد.
she loved the grungy aesthetic of the music scene.
او عاشق زیباییشناسی زهوار در رفته صحنه موسیقی بود.
the grungy streets were filled with graffiti.
جادههای زهوار در رفته پر از نقاشی دیواری بودند.
they found a grungy old couch in the thrift store.
آنها یک مبل زهوار در رفته قدیمی در مغازه دست دوم پیدا کردند.
the band's grungy sound was popular in the 90s.
صدای زهوار در رفته گروه در دهه 90 محبوب بود.
he liked to hang out in grungy coffee shops.
او دوست داشت در کافههای زهوار در رفته وقت بگذراند.
the artist embraced a grungy style in her paintings.
هنرمند یک سبک زهوار در رفته را در نقاشیهای خود پذیرفت.
they spent the night in a grungy motel by the highway.
آنها شب را در یک متل زهوار در رفته کنار بزرگراه گذراندند.
grungy look
ظاهر نامرتب
grungy style
سبک نامرتب
grungy music
موسیقی نامرتب
grungy vibe
فضای نامرتب
grungy art
هنر نامرتب
grungy atmosphere
فضای نامرتب
grungy design
طراحی نامرتب
grungy texture
بافت نامرتب
grungy fashion
مد نامرتب
grungy scene
صحنه نامرتب
the old warehouse looked grungy and abandoned.
انبارهای قدیمی به نظر زهوار در رفته و متروکه بودند.
he wore a grungy t-shirt and ripped jeans.
او یک تیشرت زهوار در رفته و شلوار جین پاره پوشیده بود.
the grungy atmosphere of the bar attracted a unique crowd.
فضای زهوار در رفته بار، گروهی منحصر به فرد را به خود جذب کرد.
she loved the grungy aesthetic of the music scene.
او عاشق زیباییشناسی زهوار در رفته صحنه موسیقی بود.
the grungy streets were filled with graffiti.
جادههای زهوار در رفته پر از نقاشی دیواری بودند.
they found a grungy old couch in the thrift store.
آنها یک مبل زهوار در رفته قدیمی در مغازه دست دوم پیدا کردند.
the band's grungy sound was popular in the 90s.
صدای زهوار در رفته گروه در دهه 90 محبوب بود.
he liked to hang out in grungy coffee shops.
او دوست داشت در کافههای زهوار در رفته وقت بگذراند.
the artist embraced a grungy style in her paintings.
هنرمند یک سبک زهوار در رفته را در نقاشیهای خود پذیرفت.
they spent the night in a grungy motel by the highway.
آنها شب را در یک متل زهوار در رفته کنار بزرگراه گذراندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید