hairstyled look
پویش مو
hairstyled hair
موی پویش شده
hairstyled bangs
پویش موی جلو
hairstyled curls
موی پویش شده و مارک
hairstyled bob
پویش موی باب
hairstyled today
پویش مو امروز
freshly hairstyled
پویش موی تازه
professionally hairstyled
پویش موی حرفه ای
she arrived with her hair neatly hairstyled for the interview.
او با مویش که به طور مرتب و زیبایی سبک گذاشته شده بود، به مصاحبه آمد.
he got his hair professionally hairstyled for the wedding photos.
او مویش را به طور حرفهای برای عکسهای ازدواج سبک گذاشته بود.
the model’s hair was beautifully hairstyled to match the designer dress.
مو مدل به گونهای زیبایی سبک گذاشته شده بود تا با لباس طراح هماهنگ شود.
her hair was carefully hairstyled into a sleek bun.
مویش به دقت به یک گره سبک و چروکیده سبک گذاشته شده بود.
his curls were expertly hairstyled for the stage performance.
موی مارپیچی او به طور حرفهای برای اجرای صحنه سبک گذاشته شده بود.
they had their hair freshly hairstyled before the gala.
قبل از گالا، مویشان به تازگی سبک گذاشته شده بود.
she kept her hair softly hairstyled with loose waves.
او مویش را با امواج آزاد به طور نرم سبک گذاشته بود.
he wore his hair cleanly hairstyled with a sharp side part.
او مویش را با یک جدایی جانبی تیز و سبک تمیزی داشت.
the actress had her hair elegantly hairstyled for the red carpet.
بازیگر مویش را به طور ظرافتآمیز برای کاپوت قرمز سبک گذاشته بود.
her hair was perfectly hairstyled to stay in place all night.
مویش به طور کامل سبک گذاشته شده بود تا تمام شب در جای خود بماند.
he stepped out with his hair neatly hairstyled and a tailored suit.
او با مویش که به طور مرتب سبک گذاشته شده بود و یک پاکو سفارشی، بیرون رفت.
the bride’s hair was delicately hairstyled with pearl pins.
مو داماد با دکمههای نقرهای به طور ظریف سبک گذاشته شده بود.
hairstyled look
پویش مو
hairstyled hair
موی پویش شده
hairstyled bangs
پویش موی جلو
hairstyled curls
موی پویش شده و مارک
hairstyled bob
پویش موی باب
hairstyled today
پویش مو امروز
freshly hairstyled
پویش موی تازه
professionally hairstyled
پویش موی حرفه ای
she arrived with her hair neatly hairstyled for the interview.
او با مویش که به طور مرتب و زیبایی سبک گذاشته شده بود، به مصاحبه آمد.
he got his hair professionally hairstyled for the wedding photos.
او مویش را به طور حرفهای برای عکسهای ازدواج سبک گذاشته بود.
the model’s hair was beautifully hairstyled to match the designer dress.
مو مدل به گونهای زیبایی سبک گذاشته شده بود تا با لباس طراح هماهنگ شود.
her hair was carefully hairstyled into a sleek bun.
مویش به دقت به یک گره سبک و چروکیده سبک گذاشته شده بود.
his curls were expertly hairstyled for the stage performance.
موی مارپیچی او به طور حرفهای برای اجرای صحنه سبک گذاشته شده بود.
they had their hair freshly hairstyled before the gala.
قبل از گالا، مویشان به تازگی سبک گذاشته شده بود.
she kept her hair softly hairstyled with loose waves.
او مویش را با امواج آزاد به طور نرم سبک گذاشته بود.
he wore his hair cleanly hairstyled with a sharp side part.
او مویش را با یک جدایی جانبی تیز و سبک تمیزی داشت.
the actress had her hair elegantly hairstyled for the red carpet.
بازیگر مویش را به طور ظرافتآمیز برای کاپوت قرمز سبک گذاشته بود.
her hair was perfectly hairstyled to stay in place all night.
مویش به طور کامل سبک گذاشته شده بود تا تمام شب در جای خود بماند.
he stepped out with his hair neatly hairstyled and a tailored suit.
او با مویش که به طور مرتب سبک گذاشته شده بود و یک پاکو سفارشی، بیرون رفت.
the bride’s hair was delicately hairstyled with pearl pins.
مو داماد با دکمههای نقرهای به طور ظریف سبک گذاشته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید