hangover

[ایالات متحده]/'hæŋəʊvə/
[بریتانیا]/'hæŋ'ovɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خماری; بقایا; رسوب
Word Forms
جمعhangovers

جملات نمونه

a hangover from the Sixties.

پیامی از دهه شصت

hangovers from prewar legislation.

پیامدهای قوانین قبل از جنگ

My hangover next day was a beauty.

حالت مستی‌ام روز بعد فوق‌العاده بود.

I had one hell of a hangover the next morning.

روز بعد، مستی وحشتناکی داشتم.

His poor sight is a hangover from a bad illness he had.

دید ضعیف او ناشی از یک بیماری جدی است که داشته است.

Talk about hangovers! But aching head or not we were getting ready.

در مورد سردردها صحبت نکن! اما با وجود سردرد، ما آماده می‌شدیم.

He had a hangover, so he ordered a sandwich to settle his stomach.

او حالت مستی داشت، بنابراین ساندویچی سفارش داد تا معده‌اش را آرام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید