hearten

[ایالات متحده]/ˈhɑːtn/
[بریتانیا]/ˈhɑːrtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تشویق کردن; باعث شدن که کسی احساس اعتماد به نفس یا امید بیشتری کند.
Word Forms
زمان گذشتهheartened
صفت یا فعل حال استمراریheartening
قسمت سوم فعلheartened
شکل سوم شخص مفردheartens

جملات نمونه

This good news will hearten you.

این خبر خوب شما را دلگرم خواهد کرد.

praise that heartened us;

تعریفی که ما را دلگرم کرد;

He was heartened by the good test results.

او با نتایج خوب آزمایش دلگرم شد.

Heartening reports of victories are pouring in.

گزارش‌های دلگرم‌کننده از پیروزی‌ها در حال انتشار هستند.

But no matter be machinator or executant, we can hearten, it is good to insist to do it do it.

اما مهم نیست که شما یک طراح یا مجری باشید، ما می توانیم دلگرم کنیم، اصرار به انجام آن خوب است.

Encouragement gets greatly after young minister listens, the spirit since hearten begins to do expatiatory liturgy.

بعد از اینکه وزیر جوان گوش می دهد، تشویق به شدت افزایش می یابد، روحیه شروع به انجام مراسم تطهیر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید