homeliness

[ایالات متحده]/ˈhəʊm.lɪ.nəs/
[بریتانیا]/ˈhoʊm.lɪ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سادگی یا بی‌پیرایگی; کیفیت بودن ساده در ظاهر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

homeliness appeal

جذابیت صمیمیت

sense of homeliness

حس صمیمیت

homeliness factor

عامل صمیمیت

homeliness style

سبک صمیمیت

homeliness atmosphere

فضای صمیمیت

feeling of homeliness

احساس صمیمیت

homeliness touch

لمس صمیمیت

homeliness charm

جاذبه صمیمیت

homeliness decor

دکوراسیون صمیمیت

homeliness design

طراحی صمیمیت

جملات نمونه

her homeliness made everyone feel welcome.

طراوت او باعث شد همه احساس استقبال کنند.

the homeliness of the cottage was charming.

طراوت کلبه جذاب بود.

he appreciated the homeliness of his childhood home.

او از طراوت خانه دوران کودکی خود قدردانی کرد.

the restaurant's homeliness attracted many regular customers.

طراوت رستوران بسیاری از مشتریان منظم را جذب کرد.

they decorated their home to enhance its homeliness.

آنها خانه خود را تزئین کردند تا طراوت آن را افزایش دهند.

a sense of homeliness filled the air during the holidays.

در طول تعطیلات، حسی از طراوت در هوا وجود داشت.

she valued the homeliness of her small apartment.

او از طراوت آپارتمان کوچک خود قدردانی کرد.

homeliness can be found in simple pleasures.

طراوت را می توان در لذت های ساده یافت.

the homeliness of the decor made the guests feel at home.

طراوت دکور باعث شد مهمانان احساس کنند در خانه خود هستند.

his paintings often reflect a sense of homeliness.

نقاشی های او اغلب حسی از طراوت را منعکس می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید