coziness

[ایالات متحده]/ˈkəʊzɪnəs/
[بریتانیا]/ˈkoʊzɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت راحت و گرم بودن؛ احساس رضایت و آرامش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

homey coziness

گرما و صمیمیت

coziness factor

عامل راحتی

coziness level

سطح راحتی

coziness vibe

فضای دنج

coziness corner

گوشه دنج

coziness zone

منطقه دنج

coziness appeal

جذابیت راحتی

coziness style

سبک دنج

coziness atmosphere

فضای دنج

coziness experience

تجربه راحتی

جملات نمونه

the coziness of the blanket made me feel safe and warm.

گرما و راحتی پتو باعث شد احساس امنیت و گرما کنم.

they decorated their home for maximum coziness.

آنها خانه خود را برای بیشترین میزان راحتی تزئین کردند.

there’s a certain coziness in reading by the fireplace.

خواندن کنار شومینه یک نوع راحتی خاص دارد.

the café has a warm coziness that attracts many customers.

آن کافه دارای راحتی گرمی است که بسیاری از مشتریان را جذب می کند.

she loves the coziness of her favorite sweater.

او عاشق راحتی ژاکت مورد علاقه اش است.

creating a sense of coziness can enhance any gathering.

ایجاد حس راحتی می تواند هر جمعی را بهبود بخشد.

the coziness of the room made it perfect for a movie night.

راحتی اتاق آن را برای یک شب تماشای فیلم عالی کرد.

we added some cushions for extra coziness on the sofa.

ما برای راحتی بیشتر روی مبل چند بالش اضافه کردیم.

her home exudes coziness with its soft lighting.

خانه او با نور ملایم خود، راحتی را از خود ساطع می کند.

on cold days, i crave the coziness of a warm drink.

در روزهای سرد، من دل به چشیدن یک نوشیدنی گرم و راحت می کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید