impartable

[ایالات متحده]/ɪmˈpɑːtəbl/
[بریتانیا]/ɪmˈpɑːrtəbl/

ترجمه

adj. قابل احترام

عبارات و ترکیب‌ها

impartable knowledge

دانش قابل انتقال

impartable wisdom

حکمت قابل انتقال

impartable skills

مهارت‌های قابل انتقال

impartable lessons

دروس قابل انتقال

highly impartable

بسیار قابل انتقال

easily impartable

آسانا قابل انتقال

impartable information

اطلاعات قابل انتقال

impartable abilities

توانایی‌های قابل انتقال

readily impartable

قابل انتقال به راحتی

impartable training

آموزش قابل انتقال

جملات نمونه

the wisdom of ages is impartable to those who listen carefully.

حکمت قرون مختلف به کسانی که با دقت گوش می دهند قابل انتقال است.

teachers must recognize which knowledge is impartable to different age groups.

معلمان باید بدانند کدام دانش ها قابل انتقال به گروه های سنی مختلف هستند.

cultural traditions contain impartable lessons about community and harmony.

سنت های فرهنگی درس های قابل انتقالی درباره جامعه و هماهنگی دارند.

professional skills are often more impartable through hands-on practice than theory alone.

مهارت های حرفه ای اغلب از طریق تجربه عملی بیشتر قابل انتقال از نظر نظریه اند.

the impartable nature of creativity distinguishes human intelligence from artificial systems.

قابل انتقال بودن خلاقیت تفاوتی بین هوش انسانی و سیستم های مصنوعی ایجاد می کند.

leaders should identify which values are truly impartable to their teams through example.

رهبران باید ارزش هایی را که واقعاً قابل انتقال به تیم خود هستند، از طریق نمونه شناسایی کنند.

scientific principles become impartable when explained through everyday examples.

اصل های علمی وقتی قابل انتقال می شوند که از طریق نمونه های روزمره توضیح داده شوند.

life experiences contain impartable insights that textbooks cannot fully capture.

تجربیات زندگی دیدگاه های قابل انتقالی دارند که کتاب های درسی نمی توانند به طور کامل آن را ثبت کنند.

language carries impartable nuances that direct translation often fails to preserve.

زبان نюانس های قابل انتقالی را حمل می کند که ترجمه مستقیم اغلب نمی تواند آن را حفظ کند.

historical knowledge remains impartable only when it connects to present concerns.

دانش تاریخی فقط وقتی قابل انتقال می ماند که به نگرانی های کنونی متصل باشد.

emotional intelligence includes impartable techniques for managing difficult conversations.

هوش عاطفی فن های قابل انتقالی برای مدیریت گفتگوهای دشوار شامل می شود.

the most impartable cooking techniques passed down through generations within families.

رایج ترین فنون پخت و پز که از طریق نسل ها در خانواده ها منتقل می شود.

ethical principles are only truly impartable when demonstrated through consistent action.

اصل های اخلاقی فقط وقتی واقعاً قابل انتقال هستند که از طریق اقدامات پایدار نشان داده شوند.

mathematical concepts require careful scaffolding to become truly impartable to beginners.

مفاهیم ریاضی نیاز به ساختار گذاری دقت دارند تا واقعاً برای مبتدیان قابل انتقال شوند.

leadership qualities prove most impartable through mentorship and direct observation.

ویژگی های رهبری اغلب از طریق راهنمایی و مشاهده مستقیم قابل انتقال ترین هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید