incapably performed
انجام نشده به درستی
incapably handled
به درستی مدیریت نشده
incapably managed
به درستی مدیریت نشده
incapably executed
به درستی اجرا نشده
incapably addressed
به درستی پاسخ داده نشده
incapably resolved
به درستی حل نشده
incapably communicated
به درستی ارتباط داده نشده
incapably understood
به درستی فهمیده نشده
incapably completed
به درستی انجام نشده
incapably designed
به درستی طراحی نشده
the team was incapably equipped to handle the complex project.
تیم به طور ناکافی تجهیز شده بود تا پروژه پیچیده را مدیریت کند.
he felt incapably bound by tradition and unable to innovate.
او احساس میکرد که به طور ناکافی به سنتها متصل است و نمیتواند نوآوری کند.
the old system was incapably designed for modern usage.
سیستم قدیمی به طور ناکافی برای استفاده مدرن طراحی شده بود.
she was incapably positioned to influence the outcome of the vote.
او به طور ناکافی قرار گرفته بود تا نتیجه رایگیری را تحت تأثیر قرار دهد.
the company was incapably prepared for the sudden market shift.
شرکت به طور ناکافی برای تغییر ناگهانی بازار آماده شده بود.
they were incapably protected from the harsh weather conditions.
آنها به طور ناکافی در برابر شرایط جوی سخت حفاظت میشدند.
the software was incapably configured to support the new hardware.
نرمافزار به طور ناکافی برای پشتیبانی از سختافزار جدید پیکربندی شده بود.
the government was incapably staffed to address the growing crisis.
دولت به طور ناکافی با کارکنان مناسب برای روبرو شدن با بحران رو به افزایش تامین نشده بود.
the bridge was incapably reinforced to withstand the increased load.
پل به طور ناکافی تقویت شده بود تا بار افزایش یافته را تحمل کند.
the student was incapably trained to perform the advanced procedure.
دانشآموز به طور ناکافی آموزش دیده بود تا روش پیشرفته را انجام دهد.
the machine was incapably maintained to operate efficiently.
ماشین به طور ناکافی نگهداری میشد تا به طور کارآمد عمل کند.
incapably performed
انجام نشده به درستی
incapably handled
به درستی مدیریت نشده
incapably managed
به درستی مدیریت نشده
incapably executed
به درستی اجرا نشده
incapably addressed
به درستی پاسخ داده نشده
incapably resolved
به درستی حل نشده
incapably communicated
به درستی ارتباط داده نشده
incapably understood
به درستی فهمیده نشده
incapably completed
به درستی انجام نشده
incapably designed
به درستی طراحی نشده
the team was incapably equipped to handle the complex project.
تیم به طور ناکافی تجهیز شده بود تا پروژه پیچیده را مدیریت کند.
he felt incapably bound by tradition and unable to innovate.
او احساس میکرد که به طور ناکافی به سنتها متصل است و نمیتواند نوآوری کند.
the old system was incapably designed for modern usage.
سیستم قدیمی به طور ناکافی برای استفاده مدرن طراحی شده بود.
she was incapably positioned to influence the outcome of the vote.
او به طور ناکافی قرار گرفته بود تا نتیجه رایگیری را تحت تأثیر قرار دهد.
the company was incapably prepared for the sudden market shift.
شرکت به طور ناکافی برای تغییر ناگهانی بازار آماده شده بود.
they were incapably protected from the harsh weather conditions.
آنها به طور ناکافی در برابر شرایط جوی سخت حفاظت میشدند.
the software was incapably configured to support the new hardware.
نرمافزار به طور ناکافی برای پشتیبانی از سختافزار جدید پیکربندی شده بود.
the government was incapably staffed to address the growing crisis.
دولت به طور ناکافی با کارکنان مناسب برای روبرو شدن با بحران رو به افزایش تامین نشده بود.
the bridge was incapably reinforced to withstand the increased load.
پل به طور ناکافی تقویت شده بود تا بار افزایش یافته را تحمل کند.
the student was incapably trained to perform the advanced procedure.
دانشآموز به طور ناکافی آموزش دیده بود تا روش پیشرفته را انجام دهد.
the machine was incapably maintained to operate efficiently.
ماشین به طور ناکافی نگهداری میشد تا به طور کارآمد عمل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید