inconspicuously

[ایالات متحده]/ˌɪnkənˈspɪkjʊəsli/
[بریتانیا]/ˌɪnkənˈspɪkjuəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که به راحتی دیده یا متوجه نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

move inconspicuously

حرکت نامحسوس

blend in inconspicuously

به طور نامحسوس در هم آمیخته شوید

sit inconspicuously

به طور نامحسوس بنشینید

act inconspicuously

به طور نامحسوس عمل کنید

appear inconspicuously

به طور نامحسوس ظاهر شوید

hide inconspicuously

به طور نامحسوس پنهان شوید

watch inconspicuously

به طور نامحسوس تماشا کنید

walk inconspicuously

به طور نامحسوس قدم بزنید

listen inconspicuously

به طور نامحسوس گوش کنید

dress inconspicuously

به طور نامحسوس لباس بپوشید

جملات نمونه

the spy moved inconspicuously through the crowd.

جاسوس نامحسوساً در میان جمعیت حرکت می‌کرد.

she placed the note inconspicuously on the table.

او یادداشت را به طور نامحسوس روی میز قرار داد.

he inconspicuously observed the conversation from a distance.

او مکالمه را از راه دور به طور نامحسوس مشاهده کرد.

the cat inconspicuously crept up on its prey.

گربه به طور نامحسوس به طعمه خود نزدیک شد.

they inconspicuously entered the building after dark.

آنها پس از تاریک شدن هوا به طور نامحسوس وارد ساختمان شدند.

she wore a hat to blend in inconspicuously.

او کلاهی پوشید تا به طور نامحسوس با محیط ترکیب شود.

the thief inconspicuously slipped the wallet into his pocket.

دزد به طور نامحسوس کیف پول را در جیب خود پنهان کرد.

he inconspicuously adjusted his glasses during the meeting.

او در طول جلسه به طور نامحسوس عینک خود را تنظیم کرد.

she inconspicuously took notes while the lecture was ongoing.

او در حالی که سخنرانی در حال انجام بود، به طور نامحسوس یادداشت‌برداری کرد.

the artist worked inconspicuously in the corner of the room.

هنرمند به طور نامحسوس در گوشه اتاق کار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید