indolently

[ایالات متحده]/ˈɪndələntli/
[بریتانیا]/ˈɪndələntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور تنبل یا غیر فعال؛ بدون درد

عبارات و ترکیب‌ها

indolently lounging

به‌طور تنبلی دراز کشیدن

indolently drifting

به‌طور تنبلی رها شدن

indolently sleeping

به‌طور تنبلی چرت زدن

indolently relaxing

به‌طور تنبلی استراحت کردن

indolently lounging around

به‌طور تنبلی در اطراف دراز کشیدن

indolently resting

به‌طور تنبلی استراحت کردن

indolently watching

به‌طور تنبلی تماشا کردن

indolently scrolling

به‌طور تنبلی اسکرول کردن

indolently eating

به‌طور تنبلی خوردن

indolently daydreaming

به‌طور تنبلی غرق شدن در فانتزی

جملات نمونه

he indolently lounged on the sofa all afternoon.

او بی‌حوصلگی در طول بعد از ظهر روی مبل دراز کشیده بود.

she indolently sipped her coffee while reading a book.

او بی‌حوصلگی قهوه خود را نوشید در حالی که کتابی می‌خواند.

the cat indolently stretched out in the sun.

گربه بی‌حوصلگی در آفتاب دراز کشید.

they indolently watched tv instead of studying.

آنها بی‌حوصلگی تلویزیون تماشا کردند به جای اینکه درس بخوانند.

he indolently avoided doing any chores.

او بی‌حوصلگی انجام هر گونه کارهای خانه را اجتناب کرد.

she indolently flipped through the channels.

او بی‌حوصلگی کانال‌ها را عوض کرد.

indolently, he let the days pass without any plans.

بی‌حوصلگی، او اجازه داد روزها بدون هیچ برنامه‌ای سپری شوند.

the dog indolently rolled over in the grass.

سگ بی‌حوصلگی در چمن‌ها چرخید.

she indolently procrastinated on her assignments.

او بی‌حوصلگی در انجام تکالیف خود تعلل کرد.

he indolently enjoyed the warm weather.

او بی‌حوصلگی از هوای گرم لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید