interveners present
حضور مداخلهگران
interveners' role
نقش مداخلهگران
interveners arrive
مداخلهگران میرسند
interveners' actions
اقدامات مداخلهگران
interveners sought
مداخلهگران مورد نظر
external interveners played a crucial role in mediating the dispute.
افراد مداخلهگر نقش مهمی در میانجیگری اختلافات ایفا کردند.
the court appointed interveners to represent the interests of minor children.
دادگاه افرادی را برای نمایندگی منافع کودکان خردسال تعیین کرد.
we need interveners to help facilitate a productive discussion between the parties.
ما به افرادی نیاز داریم که به تسهیل یک بحث سازنده بین طرفین کمک کنند.
the interveners carefully analyzed the legal documents before offering their advice.
افراد مداخلهگر قبل از ارائه مشورت خود، اسناد قانونی را با دقت تجزیه و تحلیل کردند.
independent interveners are often preferred to ensure impartiality in negotiations.
افراد مداخلهگر مستقل اغلب برای اطمینان از بیطرفی در مذاکرات ترجیح داده میشوند.
the interveners’ expertise in conflict resolution was invaluable to the process.
تخصص افراد مداخلهگر در حل اختلاف برای این فرآیند بسیار ارزشمند بود.
experienced interveners can anticipate potential roadblocks and offer solutions.
افراد مداخلهگر با تجربه میتوانند مشکلات احتمالی را پیشبینی کرده و راهحل ارائه دهند.
the interveners facilitated communication between the opposing factions.
افراد مداخلهگر ارتباط بین جناحهای متخاصم را تسهیل کردند.
neutral interveners can help build trust and foster collaboration.
افراد مداخلهگر بیطرف میتوانند به ایجاد اعتماد و تقویت همکاری کمک کنند.
the interveners’ presence helped de-escalate the tense situation.
حضور افراد مداخلهگر به کاهش تنش کمک کرد.
qualified interveners were sought to assist in the complex merger negotiations.
افراد مداخلهگر واجد شرایط برای کمک به مذاکرات ادغام پیچیده مورد نظر قرار گرفتند.
interveners present
حضور مداخلهگران
interveners' role
نقش مداخلهگران
interveners arrive
مداخلهگران میرسند
interveners' actions
اقدامات مداخلهگران
interveners sought
مداخلهگران مورد نظر
external interveners played a crucial role in mediating the dispute.
افراد مداخلهگر نقش مهمی در میانجیگری اختلافات ایفا کردند.
the court appointed interveners to represent the interests of minor children.
دادگاه افرادی را برای نمایندگی منافع کودکان خردسال تعیین کرد.
we need interveners to help facilitate a productive discussion between the parties.
ما به افرادی نیاز داریم که به تسهیل یک بحث سازنده بین طرفین کمک کنند.
the interveners carefully analyzed the legal documents before offering their advice.
افراد مداخلهگر قبل از ارائه مشورت خود، اسناد قانونی را با دقت تجزیه و تحلیل کردند.
independent interveners are often preferred to ensure impartiality in negotiations.
افراد مداخلهگر مستقل اغلب برای اطمینان از بیطرفی در مذاکرات ترجیح داده میشوند.
the interveners’ expertise in conflict resolution was invaluable to the process.
تخصص افراد مداخلهگر در حل اختلاف برای این فرآیند بسیار ارزشمند بود.
experienced interveners can anticipate potential roadblocks and offer solutions.
افراد مداخلهگر با تجربه میتوانند مشکلات احتمالی را پیشبینی کرده و راهحل ارائه دهند.
the interveners facilitated communication between the opposing factions.
افراد مداخلهگر ارتباط بین جناحهای متخاصم را تسهیل کردند.
neutral interveners can help build trust and foster collaboration.
افراد مداخلهگر بیطرف میتوانند به ایجاد اعتماد و تقویت همکاری کمک کنند.
the interveners’ presence helped de-escalate the tense situation.
حضور افراد مداخلهگر به کاهش تنش کمک کرد.
qualified interveners were sought to assist in the complex merger negotiations.
افراد مداخلهگر واجد شرایط برای کمک به مذاکرات ادغام پیچیده مورد نظر قرار گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید