invades

[ایالات متحده]/ɪnˈveɪdz/
[بریتانیا]/ɪnˈveɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک مکان با تعداد زیاد وارد شدن، اغلب باعث آسیب؛ به یک مکان یا کشور حمله کردن؛ به طور ناخواسته وارد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

invades privacy

تهاجم به حریم خصوصی

invades territory

تهاجم به قلمرو

invades space

تهاجم به فضا

invades mind

تهاجم به ذهن

invades home

تهاجم به خانه

invades market

تهاجم به بازار

invades culture

تهاجم به فرهنگ

invades health

تهاجم به سلامت

invades thoughts

تهاجم به افکار

invades dreams

تهاجم به رویاها

جملات نمونه

the army invades the enemy territory at dawn.

ارتش در سپیده دم به قلمرو دشمن حمله می‌کند.

pollution invades our rivers and lakes.

آلودگی به رودخانه‌ها و دریاچه‌های ما نفوذ می‌کند.

fear invades her mind during the storm.

ترس در طول طوفان به ذهن او نفوذ می‌کند.

the virus invades healthy cells.

ویروس به سلول‌های سالم حمله می‌کند.

time invades our daily routines.

زمان به روال روزانه ما نفوذ می‌کند.

new technology invades traditional markets.

فناوری جدید به بازارهای سنتی نفوذ می‌کند.

gossip quickly invades the office.

غیبت به سرعت در دفتر پخش می‌شود.

invasive species often invade local ecosystems.

گونه‌های مهاجم اغلب به اکوسیستم‌های محلی حمله می‌کنند.

when stress invades our lives, we need to find balance.

وقتی استرس وارد زندگی ما می‌شود، باید تعادل را پیدا کنیم.

technology invades our privacy in many ways.

فناوری به روش‌های مختلف حریم خصوصی ما را نقض می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید