lachrymose eyes
چشمان غمگین
lachrymose scene
صحنه غم انگیز
lachrymose tale
داستان غم انگیز
lachrymose expression
حالت غمگین
lachrymose music
موسیقی غم انگیز
lachrymose farewell
خداحافظی غم انگیز
lachrymose moment
لحظه غم انگیز
lachrymose poem
شعر غم انگیز
lachrymose story
داستان غم انگیز
lachrymose character
شخصیت غمگین
the movie had a lachrymose ending that left everyone in tears.
فیلم پایانی غمانگیزی داشت که باعث شد همه اشک بریزند.
she gave a lachrymose speech at the memorial service.
او در مراسم یادبود، سخنرانی غمانگیزی ارائه داد.
his lachrymose demeanor made it clear he was still grieving.
حالت غمانگیز او نشان داد که هنوز در حال سوگواری است.
they shared a lachrymose moment of remembrance for their lost friend.
آنها یک لحظه غمانگیز برای یادبود دوست از دست رفته خود به اشتراک گذاشتند.
the book's lachrymose themes resonated with many readers.
مضامین غمانگیز کتاب با بسیاری از خوانندگان همخوانی داشت.
his lachrymose eyes spoke volumes about his sorrow.
چشمان غمگینش حجم زیادی از غم و اندوه او را نشان میداد.
she wrote a lachrymose letter to her family after the tragedy.
او پس از فاجعه، نامه غمانگیزی به خانوادهاش نوشت.
the song had a lachrymose melody that tugged at the heartstrings.
آهنگ دارای یک ملودی غمانگیز بود که به قلبها میرسید.
his lachrymose farewell left a lasting impression on everyone.
خداحافظی غمانگیز او تأثیر ماندگاری بر همه گذاشت.
the documentary featured a lachrymose account of the survivors.
مستند، شرح غمانگیزی از بازماندگان را به تصویر میکشید.
lachrymose eyes
چشمان غمگین
lachrymose scene
صحنه غم انگیز
lachrymose tale
داستان غم انگیز
lachrymose expression
حالت غمگین
lachrymose music
موسیقی غم انگیز
lachrymose farewell
خداحافظی غم انگیز
lachrymose moment
لحظه غم انگیز
lachrymose poem
شعر غم انگیز
lachrymose story
داستان غم انگیز
lachrymose character
شخصیت غمگین
the movie had a lachrymose ending that left everyone in tears.
فیلم پایانی غمانگیزی داشت که باعث شد همه اشک بریزند.
she gave a lachrymose speech at the memorial service.
او در مراسم یادبود، سخنرانی غمانگیزی ارائه داد.
his lachrymose demeanor made it clear he was still grieving.
حالت غمانگیز او نشان داد که هنوز در حال سوگواری است.
they shared a lachrymose moment of remembrance for their lost friend.
آنها یک لحظه غمانگیز برای یادبود دوست از دست رفته خود به اشتراک گذاشتند.
the book's lachrymose themes resonated with many readers.
مضامین غمانگیز کتاب با بسیاری از خوانندگان همخوانی داشت.
his lachrymose eyes spoke volumes about his sorrow.
چشمان غمگینش حجم زیادی از غم و اندوه او را نشان میداد.
she wrote a lachrymose letter to her family after the tragedy.
او پس از فاجعه، نامه غمانگیزی به خانوادهاش نوشت.
the song had a lachrymose melody that tugged at the heartstrings.
آهنگ دارای یک ملودی غمانگیز بود که به قلبها میرسید.
his lachrymose farewell left a lasting impression on everyone.
خداحافظی غمانگیز او تأثیر ماندگاری بر همه گذاشت.
the documentary featured a lachrymose account of the survivors.
مستند، شرح غمانگیزی از بازماندگان را به تصویر میکشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید