lags

[ایالات متحده]/[læɡs]/
[بریتانیا]/[læɡs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا دارای تأخیر یا اثر دنباله‌ای.
n. یک اثر دنباله‌ای یا تأخیری؛ یک تأخیر؛ قسمت عقب کشتی زیر خط آب.
v. عقب افتادن؛ کندتر از بودن؛ دنبال کردن یا آویزان شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

lags behind

عقب مانده

lagging indicator

شاخص عقب مانده

lags significantly

به طور قابل توجهی عقب است

system lags

سیستم عقب است

performance lags

عملکرد عقب است

lags slightly

کمی عقب است

video lags

فیلم‌ها با تأخیر پخش می‌شوند

lags often

اغراق می کند

lags now

حالا عقب است

lags badly

به شدت عقب است

جملات نمونه

the project lags behind schedule due to unforeseen circumstances.

پروژه به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده از برنامه عقب است.

there's a noticeable lag between the input and the output.

یک تأخیر قابل توجه بین ورودی و خروجی وجود دارد.

the economy lags other nations in terms of growth.

اقتصاد از نظر رشد از سایر کشورها عقب است.

the old computer lags when running demanding software.

کامپیوتر قدیمی هنگام اجرای نرم‌افزارهای سنگین کند عمل می‌کند.

don't lag behind; keep up with the group.

عقب نمانید؛ با گروه همراه باشید.

the stock market lags behind the previous year's performance.

بازار سهام از عملکرد سال قبل عقب است.

the video game lags, making it difficult to play.

بازی ویدیویی کند است و بازی کردن را دشوار می‌کند.

the company's sales figures lag significantly behind competitors.

آمار فروش شرکت به طور قابل توجهی از رقبای آن عقب است.

the internet connection lags, causing frustration.

اتصال اینترنت کند است و باعث ناراحتی می‌شود.

he lags in his studies and needs to catch up.

او در تحصیلات خود عقب است و باید جبران کند.

the team's performance lags compared to last season.

عملکرد تیم نسبت به فصل گذشته افت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید