stop lollygagging
پایان دادن به گپ زدن بیهدف
no lollygagging
هیچ گپ زدن بیهدفی
lollygagging around
گپ زدن بیهدف در اطراف
quit lollygagging
پایان دادن به گپ زدن بیهدف
lollygagging again
دوباره گپ زدن بیهدف
lollygagging kids
کودکان گپ زدن بیهدف
lollygagging all day
گپ زدن بیهدف تمام روز
stopped lollygagging
پایان دادن به گپ زدن بیهدف
quit your lollygagging
پایان دادن به گپ زدن بیهدف خود
stop lollygagging and get to work before the deadline hits.
قبل از رسیدن به مهلت، دیگر بازی و بازی کردن را متوقف کرده و به کار خود بپرداز.
they were lollygagging around the office when the client arrived.
وقتی مشتری آمد، آنها در اطراف دفتر بازی و بازی میکردند.
we can’t afford to be lollygagging on the trail; night is coming.
ما نمیتوانیم روی مسیر بازی و بازی کنیم؛ شب نزدیک است.
he got in trouble for lollygagging during training drills.
او به دلیل بازی و بازی کردن در حین تمرینات در دستگیری افتاد.
quit lollygagging and line up; the bus leaves in five minutes.
دیگر بازی و بازی کردن را متوقف کرده و صف بکش؛ اتوبوس پس از پنج دقیقه راندمان خواهد داشت.
the coach yelled because the team was lollygagging at warm-up.
مربی شروع به شکنجه کردن کرد چون تیم در گرم کردن بازی و بازی میکرد.
she spent the morning lollygagging instead of finishing the report.
او صبح را با بازی و بازی گذراند به جای اینکه گزارش خود را تمام کند.
if you keep lollygagging, you’ll miss your flight.
اگر ادامه دهی بازی و بازی کردن، پرواز خود را از دست خواهی داد.
we were lollygagging in the parking lot and lost our good seats.
ما در پارکینگ بازی و بازی میکردیم وصندلیهای خوبمان را از دست دادیم.
he apologized for lollygagging and promised to pick up the pace.
او به دلیل بازی و بازی کردن عذرخواهی کرد و قول داد که سرعت خود را افزایش دهد.
the manager warned them not to go lollygagging on the project.
مدیر آنها را هشدار داد که در پروژه بازی و بازی نکنند.
they kept lollygagging at the store, so dinner got cold.
آنها در فروشگاه بازی و بازی میکردند، بنابراین عصرانه سرد شد.
stop lollygagging
پایان دادن به گپ زدن بیهدف
no lollygagging
هیچ گپ زدن بیهدفی
lollygagging around
گپ زدن بیهدف در اطراف
quit lollygagging
پایان دادن به گپ زدن بیهدف
lollygagging again
دوباره گپ زدن بیهدف
lollygagging kids
کودکان گپ زدن بیهدف
lollygagging all day
گپ زدن بیهدف تمام روز
stopped lollygagging
پایان دادن به گپ زدن بیهدف
quit your lollygagging
پایان دادن به گپ زدن بیهدف خود
stop lollygagging and get to work before the deadline hits.
قبل از رسیدن به مهلت، دیگر بازی و بازی کردن را متوقف کرده و به کار خود بپرداز.
they were lollygagging around the office when the client arrived.
وقتی مشتری آمد، آنها در اطراف دفتر بازی و بازی میکردند.
we can’t afford to be lollygagging on the trail; night is coming.
ما نمیتوانیم روی مسیر بازی و بازی کنیم؛ شب نزدیک است.
he got in trouble for lollygagging during training drills.
او به دلیل بازی و بازی کردن در حین تمرینات در دستگیری افتاد.
quit lollygagging and line up; the bus leaves in five minutes.
دیگر بازی و بازی کردن را متوقف کرده و صف بکش؛ اتوبوس پس از پنج دقیقه راندمان خواهد داشت.
the coach yelled because the team was lollygagging at warm-up.
مربی شروع به شکنجه کردن کرد چون تیم در گرم کردن بازی و بازی میکرد.
she spent the morning lollygagging instead of finishing the report.
او صبح را با بازی و بازی گذراند به جای اینکه گزارش خود را تمام کند.
if you keep lollygagging, you’ll miss your flight.
اگر ادامه دهی بازی و بازی کردن، پرواز خود را از دست خواهی داد.
we were lollygagging in the parking lot and lost our good seats.
ما در پارکینگ بازی و بازی میکردیم وصندلیهای خوبمان را از دست دادیم.
he apologized for lollygagging and promised to pick up the pace.
او به دلیل بازی و بازی کردن عذرخواهی کرد و قول داد که سرعت خود را افزایش دهد.
the manager warned them not to go lollygagging on the project.
مدیر آنها را هشدار داد که در پروژه بازی و بازی نکنند.
they kept lollygagging at the store, so dinner got cold.
آنها در فروشگاه بازی و بازی میکردند، بنابراین عصرانه سرد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید