lowlife

[ایالات متحده]/'ləʊlaɪf/
[بریتانیا]/'lo,laɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص حقیر
شخصی از طبقه پایین
مردی از منشأ ناشناخته
Word Forms
جمعlowlifes

جملات نمونه

He's a lowlife who preys on vulnerable people.

او یک آدم پست فطرتی است که از افراد آسیب‌پذیر سوء استفاده می‌کند.

She refused to associate with such lowlifes.

او از ارتباط با چنین آدم‌های پست فطرتی امتناع کرد.

The neighborhood is plagued by lowlifes and criminals.

محله به دلیل وجود آدم‌های پست فطرتی و جنایتکاران رنج می‌برد.

He's nothing but a lowlife scam artist.

او چیزی جز یک کلاهبردار پست فطرت نیست.

They were caught stealing from the elderly, what a bunch of lowlifes!

آنها در حال سرقت از سالمندان دستگیر شدند، چه گروهی از آدم‌های پست فطرت!

The lowlife tried to cheat his way out of paying the bill.

آن آدم پست فطرت سعی کرد از پرداخت صورت‌حساب فرار کند.

She felt disgusted by the lowlife behavior of her ex-boyfriend.

او از رفتار پست‌فطرت دوست پسر سابقش احساس انزجار کرد.

The movie portrayed the antagonist as a despicable lowlife.

فیلم دشمن را به عنوان یک آدم پست فطرت و نفرت انگیز به تصویر کشید.

The police are cracking down on lowlifes involved in drug trafficking.

پلیس در حال سرکوب آدم‌های پست فطرتتی که در قاچاق مواد مخدر دخیل هستند.

He's a lowlife who takes pleasure in causing others pain.

او یک آدم پست فطرتی است که از ایجاد درد برای دیگران لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید