| جمع | ludens |
ancient luden
لودن باستان
luden dreams
رویاهاي لودن
luden memories
خاطرات لودن
deep luden
لودن عميق
silent luden
لودن خاموش
luden longing
توق لودن
hidden luden
لودن پنهان
luden whisper
همزدن لودن
soft luden
لودن نرم
sweet luden
لودن شيرين
the hikers luden through the forest at dawn.
پیاده روی کنندگان در جنگل در آغاز روز پیش می روند.
children luden excitedly in the playground.
کودکان با خوشحالی در زمین بازی بازی می کنند.
merchants luden their goods across the desert.
تجارت کنندگان کالای خود را از طریق صحرا منتقل می کنند.
the old man luden memories of his youth.
مرد پیر یادهای جوانی خود را به یاد می آورد.
travelers luden from town to town seeking adventure.
مسافران از شهر به شهر حرکت می کنند تا مغامراتی پیدا کنند.
students luden through ancient texts in the library.
دانشجویان از متن های باستانی در کتابخانه می گذرند.
musicians luden melodies throughout the village.
موسیقی دانان مелودی ها را در تمام روستا منتشر می کنند.
explorers luden uncharted territories with courage.
کاوشگران با شجاعت به مناطق ناشناخته می روند.
workers luden heavy stones to build the pyramid.
کارگران سنگ های سنگین را برای ساخت پیramids حمل می کنند.
the wind luden seeds across the meadows.
باد دانه های گیاهی را از یک میدان به میدان دیگر می برد.
knights luden on quests to prove their honor.
نیروهای نظامی در جستجوی مأموریت ها برای اثبات افتخار خود هستند.
scholars luden knowledge from master to apprentice.
دانشمندان دانش را از معلم به شاگرد منتقل می کنند.
ancient luden
لودن باستان
luden dreams
رویاهاي لودن
luden memories
خاطرات لودن
deep luden
لودن عميق
silent luden
لودن خاموش
luden longing
توق لودن
hidden luden
لودن پنهان
luden whisper
همزدن لودن
soft luden
لودن نرم
sweet luden
لودن شيرين
the hikers luden through the forest at dawn.
پیاده روی کنندگان در جنگل در آغاز روز پیش می روند.
children luden excitedly in the playground.
کودکان با خوشحالی در زمین بازی بازی می کنند.
merchants luden their goods across the desert.
تجارت کنندگان کالای خود را از طریق صحرا منتقل می کنند.
the old man luden memories of his youth.
مرد پیر یادهای جوانی خود را به یاد می آورد.
travelers luden from town to town seeking adventure.
مسافران از شهر به شهر حرکت می کنند تا مغامراتی پیدا کنند.
students luden through ancient texts in the library.
دانشجویان از متن های باستانی در کتابخانه می گذرند.
musicians luden melodies throughout the village.
موسیقی دانان مелودی ها را در تمام روستا منتشر می کنند.
explorers luden uncharted territories with courage.
کاوشگران با شجاعت به مناطق ناشناخته می روند.
workers luden heavy stones to build the pyramid.
کارگران سنگ های سنگین را برای ساخت پیramids حمل می کنند.
the wind luden seeds across the meadows.
باد دانه های گیاهی را از یک میدان به میدان دیگر می برد.
knights luden on quests to prove their honor.
نیروهای نظامی در جستجوی مأموریت ها برای اثبات افتخار خود هستند.
scholars luden knowledge from master to apprentice.
دانشمندان دانش را از معلم به شاگرد منتقل می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید