manicured nails
ناخنهای مرتب
manicured lawn
چمنکاریشده
manicured garden
باغچه مرتب
manicured hands
دستهای مرتب
manicured eyebrows
ابروهای مرتب
manicured appearance
ظاهر مرتب
manicured feet
پاهای مرتب
manicured style
سبک مرتب
manicured edges
لبههای مرتب
manicured look
ظاهر مرتب
she always has manicured nails for special occasions.
او همیشه برای مناسبتهای خاص ناخنهای مرتب و آراستهای دارد.
the garden was manicured to perfection.
باغ به طور کامل و بینقص آراسته شده بود.
he prefers a manicured lawn over a wild garden.
او ترجیح میدهد به جای یک باغ وحشی، چمنزار مرتب و آراستهای داشته باشد.
her manicured appearance impressed everyone at the party.
ظاهر مرتب و آراسته او همه را در مهمانی تحت تاثیر قرار داد.
the spa offers a variety of manicured treatments.
اسپا انواع درمانهای مرتب و آراسته را ارائه میدهد.
he takes pride in his manicured beard.
او به داشتن سبیل مرتب و آراستهاش افتخار میکند.
manicured hedges lined the pathway beautifully.
صفهای مرتب و آراستهای مسیر را به زیبایی تزئین کرده بودند.
she enjoys having her hair manicured regularly.
او از مرتب و آراسته کردن موهایش به طور منظم لذت میبرد.
the manicured park is a popular spot for picnics.
پارک مرتب و آراسته یک مکان محبوب برای پیکنیک است.
his manicured look made him stand out in the crowd.
ظاهر مرتب و آراستهاش باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.
manicured nails
ناخنهای مرتب
manicured lawn
چمنکاریشده
manicured garden
باغچه مرتب
manicured hands
دستهای مرتب
manicured eyebrows
ابروهای مرتب
manicured appearance
ظاهر مرتب
manicured feet
پاهای مرتب
manicured style
سبک مرتب
manicured edges
لبههای مرتب
manicured look
ظاهر مرتب
she always has manicured nails for special occasions.
او همیشه برای مناسبتهای خاص ناخنهای مرتب و آراستهای دارد.
the garden was manicured to perfection.
باغ به طور کامل و بینقص آراسته شده بود.
he prefers a manicured lawn over a wild garden.
او ترجیح میدهد به جای یک باغ وحشی، چمنزار مرتب و آراستهای داشته باشد.
her manicured appearance impressed everyone at the party.
ظاهر مرتب و آراسته او همه را در مهمانی تحت تاثیر قرار داد.
the spa offers a variety of manicured treatments.
اسپا انواع درمانهای مرتب و آراسته را ارائه میدهد.
he takes pride in his manicured beard.
او به داشتن سبیل مرتب و آراستهاش افتخار میکند.
manicured hedges lined the pathway beautifully.
صفهای مرتب و آراستهای مسیر را به زیبایی تزئین کرده بودند.
she enjoys having her hair manicured regularly.
او از مرتب و آراسته کردن موهایش به طور منظم لذت میبرد.
the manicured park is a popular spot for picnics.
پارک مرتب و آراسته یک مکان محبوب برای پیکنیک است.
his manicured look made him stand out in the crowd.
ظاهر مرتب و آراستهاش باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید