manicured

[ایالات متحده]/ˈmænɪkjʊəd/
[بریتانیا]/ˈmænɪkɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتب و منظم، به ویژه در اشاره به چمن‌زارها یا باغ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

manicured nails

ناخن‌های مرتب

manicured lawn

چمن‌کاری‌شده

manicured garden

باغچه مرتب

manicured hands

دست‌های مرتب

manicured eyebrows

ابروهای مرتب

manicured appearance

ظاهر مرتب

manicured feet

پاهای مرتب

manicured style

سبک مرتب

manicured edges

لبه‌های مرتب

manicured look

ظاهر مرتب

جملات نمونه

she always has manicured nails for special occasions.

او همیشه برای مناسبت‌های خاص ناخن‌های مرتب و آراسته‌ای دارد.

the garden was manicured to perfection.

باغ به طور کامل و بی‌نقص آراسته شده بود.

he prefers a manicured lawn over a wild garden.

او ترجیح می‌دهد به جای یک باغ وحشی، چمن‌زار مرتب و آراسته‌ای داشته باشد.

her manicured appearance impressed everyone at the party.

ظاهر مرتب و آراسته او همه را در مهمانی تحت تاثیر قرار داد.

the spa offers a variety of manicured treatments.

اسپا انواع درمان‌های مرتب و آراسته را ارائه می‌دهد.

he takes pride in his manicured beard.

او به داشتن سبیل مرتب و آراسته‌اش افتخار می‌کند.

manicured hedges lined the pathway beautifully.

صف‌های مرتب و آراسته‌ای مسیر را به زیبایی تزئین کرده بودند.

she enjoys having her hair manicured regularly.

او از مرتب و آراسته کردن موهایش به طور منظم لذت می‌برد.

the manicured park is a popular spot for picnics.

پارک مرتب و آراسته یک مکان محبوب برای پیک‌نیک است.

his manicured look made him stand out in the crowd.

ظاهر مرتب و آراسته‌اش باعث شد در میان جمعیت از دیگران متمایز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید