mauled

[ایالات متحده]/mɔːld/
[بریتانیا]/mɔld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکة maul؛ پاره کردن گوشت (به‌ویژه توسط یک حیوان)؛ آسیب زدن؛ بدرفتاری کردن؛ به‌طور خشن دست زدن؛ آسیب دیدن؛ کتک خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

mauled bear

خرس زخمی

mauled victim

قربانی زخمی

mauled animal

حیوان زخمی

mauled child

کودک زخمی

mauled pet

حیوان خانگی زخمی

mauled man

مرد زخمی

mauled woman

زن زخمی

mauled creature

موجود زخمی

mauled tourist

گردشگر زخمی

mauled livestock

دام زخمی

جملات نمونه

the lion mauled its prey in the wild.

شیر طعمه خود را در طبیعت مورد حمله قرار داد.

he was mauled by a dog while walking in the park.

او در حالی که در پارک قدم می زد، توسط یک سگ مورد حمله قرار گرفت.

the bear mauled the campers' supplies.

خرس لوازم کمپینگ را مورد حمله قرار داد.

she felt mauled by the harsh criticism from her peers.

او به دلیل انتقادات شدید از سوی همسالانش احساس آسیب دیدگی کرد.

the child was mauled by a stray cat.

کودک توسط یک گربه ولگرد مورد حمله قرار گرفت.

after the fight, he looked like he had been mauled.

بعد از دعوا، به نظر می رسید که مورد حمله قرار گرفته است.

the actor felt mauled by the negative reviews.

بازیگر به دلیل نظرات منفی احساس آسیب دیدگی کرد.

wild animals can easily maul unsuspecting humans.

حیوانات وحشی به راحتی می توانند انسان های غافلگیر شده را مورد حمله قرار دهند.

he was mauled emotionally after the breakup.

او پس از جدایی، از نظر احساسی مورد آسیب قرار گرفت.

the zoo had to close after the lion mauled its keeper.

باور زو به دلیل حمله شیر به نگهبانش مجبور به تعطیلی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید