meagerness

[ایالات متحده]/'miːɡənəs/
[بریتانیا]/'miːɡərnəs/

ترجمه

n. کیفیت بسیار نازک بودن یا کمبود در مقدار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

meagerness of resources

ناچیز بودن منابع

meagerness of funds

ناچیز بودن بودجه

meagerness of support

ناچیز بودن حمایت

meagerness of options

ناچیز بودن گزینه ها

meagerness of information

ناچیز بودن اطلاعات

meagerness of evidence

ناچیز بودن شواهد

meagerness of benefits

ناچیز بودن مزایا

meagerness of time

ناچیز بودن زمان

meagerness of talent

ناچیز بودن استعداد

meagerness of experience

ناچیز بودن تجربه

جملات نمونه

her meagerness in resources limited the project's scope.

کمبود منابع او دامنه پروژه را محدود کرد.

the meagerness of his earnings made it difficult to save.

ناچیز بودن درآمد او باعث شد پس انداز کردن برایش دشوار باشد.

despite the meagerness of the meal, they enjoyed each other's company.

با وجود کم حجم بودن غذا، از بودن در کنار یکدیگر لذت بردند.

her meagerness in expression often led to misunderstandings.

بیان نداشتن او اغلب منجر به سوء تفاهم می شد.

the meagerness of the budget forced them to make tough choices.

کمبود بودجه آنها را مجبور به اتخاذ تصمیمات دشوار کرد.

he was surprised by the meagerness of the donations received.

او از ناچیز بودن کمک های دریافتی متعجب شد.

her meagerness in sharing ideas stifled creativity in the group.

بی میلی او در به اشتراک گذاشتن ایده ها، خلاقیت را در گروه سرکوب کرد.

the meagerness of the report raised concerns among the investors.

ناچیز بودن گزارش باعث نگرانی سرمایه گذاران شد.

they were struck by the meagerness of the landscape after the drought.

آنها تحت تأثیر کمبود مناظر پس از خشکسالی قرار گرفتند.

his meagerness in feedback made it hard for her to improve.

بی تفاوتی او در ارائه بازخورد باعث شد برای او بهبود دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید