mercantil

[ایالات متحده]//ˈmɜːkəntaɪl//
[بریتانیا]//ˈmɝːkənˌtaɪl//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تجاری؛ مربوط به تجارت یا تجار (مัก در زمینه مرتانیسم)

عبارات و ترکیب‌ها

mercantile law

سیاست مرتکز بر تجارت

mercantile system

سیستم مرتکز بر تجارت

mercantile class

اقتصاد مرتکز بر تجارت

mercantile nation

رویکردهای مرتکز بر تجارت

mercantile policy

کارهای مرتکز بر تجارت

mercantile tradition

کلاس مرتکز بر تجارت

mercantile economy

تجارت مرتکز بر تجارت

mercantile activity

قانون مرتکز بر تجارت

mercantile practice

شهر مرتکز بر تجارت

mercantile society

فعالیت مرتکز بر تجارت

جملات نمونه

the city museum opened a new wing on the mercantil routes that once linked its port to distant markets.

موزه شهر یک پروانه جدید را روی مسیرهای تجاری که یک زمانی پرت آن را به بازارهای دور متصل می کرد، باز کرد.

in the 1600s, the mercantil policies of the crown favored exporters and imposed heavy duties on imports.

در قرن 16، سیاست های تجاری پادشاهی صادر کنندگان را تشویق می کرد و واردات را با دوام مالیات سنگین می کرد.

the professor described a mercantil economy driven by overseas trade, tariffs, and competition for bullion.

پروفسور یک اقتصاد تجاری را که توسط تجارت خارجی، مالیات ها و رقابت برای طلا محرک می باشد، توصیف کرد.

they restored the mercantil quarter, turning old warehouses and counting houses into galleries and cafes.

آنها ناحیه تجاری را بازسازی کردند، که انبارهای قدیمی و دفاتر حسابداری را به گالری ها و کافی نشین ها تبدیل کرد.

her thesis compares mercantil networks in the mediterranean with later industrial supply chains.

پایان نامه او شبکه های تجاری در مدیترانه را با زنجیره های تامین صنعتی بعدی مقایسه می کند.

local merchants formed a mercantil guild to regulate prices, standards, and access to the harbor.

تجار محلی یک انجمن تجاری را تشکیل دادند تا قیمت ها، استانداردها و دسترسی به بندر را تنظیم کنند.

the novel follows a mercantil family whose fortunes rise and fall with shipping seasons and wars.

این رمان یک خانواده تجاری را دنبال می کند که موفقیت ها و شکست هایش با فصل های حمل و نقل و جنگ ها متغییر است.

during the lecture, we examined mercantil expansion and the treaties that secured exclusive trading rights.

در طول این سخنرانی، ما گسترش تجاری و معاهداتی را که حقوق تجاری ویژه را تضمین می کردند، بررسی کردیم.

the port’s mercantil influence spread inland as caravans carried salt, wool, and spices to the plains.

تأثیر تجاری بندر به سمت داخل کشور گسترش یافت وقتی کاروان ها نمک، پشم و ادویه را به سمت دشت ها حمل می کردند.

archaeologists found mercantil records listing cargo, taxes, and insurance for each voyage.

اروپا شناسان ثبت های تجاری را کشف کردند که بار، مالیات و بیمه برای هر سفر را فهرست می کردند.

the exhibition highlights mercantil exchanges that mixed languages, coins, and customs along the coast.

این نمایشگاه تبادلات تجاری را که زبان ها، سکه ها و روش های رفتاری را در طول ساحل مخلوط می کردند، تاکید می کند.

to protect its mercantil interests, the council funded new docks and strengthened the customs office.

برای حفظ علایق تجاری خود، شورای جدیدی از پایانه ها را مالکیت می کرد و دفتر مالیات را تقویت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید