middle-aged crisis
بحران میانسالی
middle-aged man
مرد میانسال
middle-aged woman
زن میانسال
becoming middle-aged
تبدیل شدن به میانسال
middle-aged parents
والدین میانسال
middle-aged years
سالهای میانسالی
middle-aged spread
چربی میانسالی
middle-aged couple
زوج میانسال
middle-aged life
زندگی میانسالی
middle-aged look
ظاهر میانسالی
many middle-aged professionals feel stressed about their careers.
بسیاری از متخصصان میانسال در مورد شغل خود احساس استرس می کنند.
she's a middle-aged woman starting a new business.
او یک زن میانسال است که یک کسب و کار جدید راه اندازی می کند.
the middle-aged demographic is a key target for this product.
گروه جمعیتی میانسال هدف اصلی این محصول است.
he's a middle-aged man with gray hair and a kind smile.
او یک مرد میانسال با موهای خاکستری و لبخندی مهربان است.
the middle-aged couple celebrated their 25th wedding anniversary.
زوج میانسال 25 سالگرد ازدواج خود را جشن گرفتند.
she's facing challenges common to middle-aged parents with teenage children.
او با چالش هایی روبرو است که برای والدین میانسال با فرزندان نوجوان رایج است.
the middle-aged generation remembers a time before the internet.
نسل میانسال زمانی را قبل از اینترنت به خاطر دارد.
she's a middle-aged teacher dedicated to her students' success.
او یک معلم میانسال است که به موفقیت دانش آموزان خود اختصاص داده است.
middle-aged crisis
بحران میانسالی
middle-aged man
مرد میانسال
middle-aged woman
زن میانسال
becoming middle-aged
تبدیل شدن به میانسال
middle-aged parents
والدین میانسال
middle-aged years
سالهای میانسالی
middle-aged spread
چربی میانسالی
middle-aged couple
زوج میانسال
middle-aged life
زندگی میانسالی
middle-aged look
ظاهر میانسالی
many middle-aged professionals feel stressed about their careers.
بسیاری از متخصصان میانسال در مورد شغل خود احساس استرس می کنند.
she's a middle-aged woman starting a new business.
او یک زن میانسال است که یک کسب و کار جدید راه اندازی می کند.
the middle-aged demographic is a key target for this product.
گروه جمعیتی میانسال هدف اصلی این محصول است.
he's a middle-aged man with gray hair and a kind smile.
او یک مرد میانسال با موهای خاکستری و لبخندی مهربان است.
the middle-aged couple celebrated their 25th wedding anniversary.
زوج میانسال 25 سالگرد ازدواج خود را جشن گرفتند.
she's facing challenges common to middle-aged parents with teenage children.
او با چالش هایی روبرو است که برای والدین میانسال با فرزندان نوجوان رایج است.
the middle-aged generation remembers a time before the internet.
نسل میانسال زمانی را قبل از اینترنت به خاطر دارد.
she's a middle-aged teacher dedicated to her students' success.
او یک معلم میانسال است که به موفقیت دانش آموزان خود اختصاص داده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید