naiveté

[ایالات متحده]/ˌnaɪəˈveɪti/
[بریتانیا]/ˌnaɪəˈveɪti/

ترجمه

n. حالت یا ویژگی ناشی از نداشتن تجربه یا پیچیدگی.

عبارات و ترکیب‌ها

childlike naiveté

سادگی کودکانه

displaying naiveté

نشان دادن سادگی

overcoming naiveté

غلبه بر سادگی

full of naiveté

پر از سادگی

with naiveté

با سادگی

جملات نمونه

her naiveté led her to believe everything she read online.

سادگی او باعث شد همه چیزهایی که به صورت آنلاین می‌خواند را باور کند.

the project failed due to a serious naiveté about market trends.

این پروژه به دلیل سادگی جدی در مورد روند بازار شکست خورد.

he approached the negotiation with a disconcerting naiveté.

او مذاکره را با سادگی آزاردهنده ای آغاز کرد.

it was clear that his naiveté was being exploited by others.

واضح بود که سادگی او توسط دیگران مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

the child's naiveté is endearing, but also a little worrying.

سادگی کودک دوست داشتنی است، اما کمی نگران کننده نیز است.

she lost money because of her naiveté in trusting strangers.

او به دلیل سادگی خود در اعتماد به غریبه ها پول از دست داد.

his naiveté regarding political realities was quite striking.

سادگی او در مورد واقعیت های سیاسی بسیار چشمگیر بود.

the naiveté of youth can be both charming and frustrating.

سادگی جوانی می تواند هم جذاب و هم ناامید کننده باشد.

don't mistake her kindness for a lack of intelligence or naiveté.

مهربانی او را با فقدان هوش یا سادگی اشتباه نکنید.

the naiveté of the plan became apparent after a few weeks.

سادگی طرح پس از چند هفته آشکار شد.

he overcame his naiveté through experience and careful observation.

او با تجربه و مشاهده دقیق بر سادگی خود غلبه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید