negotiably

[ایالات متحده]/nɪˈɡəʊʃəbli/
[بریتانیا]/nɪˈɡoʊʃəbli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که می‌تواند مورد بحث، مناقشه یا توافق قرار گیرد؛ قابل مذاکره.

جملات نمونه

the apartment is negotiably priced at $1,500 per month, allowing flexibility for serious renters.

این آپارتمان به صورت قابل تفاهم با قیمت ۱۵۰۰ دلار در ماه عرضه می‌شود و به اجاره‌دهندگان جدی انعطاف‌پذیری می‌دهد.

both parties agreed to settle the dispute negotiably through mediation rather than litigation.

هر دو طرف توافق کردند که اختلاف را از طریق میانجی‌گری به صورت قابل تفاهم حل کنند به جای دعوی قضایی.

the contract terms are negotiably arranged to accommodate the changing market conditions.

شرایط قرارداد به صورت قابل تفاهم تنظیم شده‌اند تا شرایط بازار در حال تغییر را پوشش دهند.

her starting salary is negotiably set based on experience and qualifications.

حقوق شروع او به صورت قابل تفاهم بر اساس تجربه و صلاحیت‌هایش تعیین شده است.

the delivery schedule is negotiably defined to align with the project milestones.

برنامه تحویل به صورت قابل تفاهم تعیین شده است تا با چرخه‌های پروژه هم‌زمان شود.

payment conditions are negotiably determined to benefit both the supplier and the client.

شرایط پرداخت به صورت قابل تفاهم تعیین می‌شوند تا هر دو طرف، تامین‌کننده و مشتری، بهره‌مند شوند.

the employment contract was negotiably settled after several rounds of discussion.

قرارداد استخدام پس از چند دور گفت‌وگو به صورت قابل تفاهم به توافق رسید.

working hours are negotiably stipulated in the employee handbook with manager approval.

ساعات کاری در دفترچه کارکنان به صورت قابل تفاهم تعیین شده‌اند با موافقت مدیر.

the software licensing fees are negotiably fixed for long-term enterprise agreements.

هزینه‌های مجوز نرم‌افزار برای قراردادهای بلند مدت کسب و کار به صورت قابل تفاهم ثابت می‌شود.

project specifications are negotiably adjusted as client requirements evolve.

مشخصات پروژه به صورت قابل تفاهم تنظیم می‌شوند به طوری که با تغییر نیازمندی‌های مشتری هم‌زمان شود.

the lease agreement contains negotiably worded clauses regarding early termination.

قرارداد اجاره شامل شرایطی به صورت قابل تفاهم است که در مورد پایان زودتر اجاره می‌باشد.

commission rates are negotiably established during the onboarding process.

نرخ‌های کمیسیون در فرآیند اخذ کار به صورت قابل تفاهم تعیین می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید