good neighbor
همسایه خوب
neighboring house
خانه همسایه
next door neighbor
همسایه در خانه کناری
friendly neighbor
همسایه مهربان
neighborly help
کمک همسایگی
new neighbor
همسایه جدید
neighbor dispute
مشکلات همسایگی
neighbor's yard
حیاط همسایه
friendly neighbors
همسایگان مهربان
neighboring countries
کشورهای همسایه
i often chat with my neighbor over the fence.
من اغلب با همسایهام بالای حصار چت میکنم.
my neighbor helps me with my garden.
همسایهام در باغبانی به من کمک میکند.
we had a barbecue with our neighbors last weekend.
ما آخر هفته گذشته باربکیو با همسایگانمان داشتیم.
it's nice to have friendly neighbors.
داشتن همسایههایی که دوستداشتنی هستند، خوب است.
my neighbor's dog barks all night.
سگ همسایهام شبها تمام شب پارس میکند.
we exchanged gifts with our neighbors during the holidays.
ما در تعطیلات با همسایگانمان هدیانا رد و بدل کردیم.
sometimes, neighbors can become like family.
گاهی اوقات، همسایهها میتوانند مانند خانواده شوند.
our neighbor is an excellent cook.
همسایهمان آشپز بسیار خوبی است.
she borrowed a cup of sugar from her neighbor.
او یک فنجان شکر از همسایهاش قرض گرفت.
we often help each other with neighborly duties.
ما اغلب به یکدیگر در انجام وظایف همسایگی کمک میکنیم.
good neighbor
همسایه خوب
neighboring house
خانه همسایه
next door neighbor
همسایه در خانه کناری
friendly neighbor
همسایه مهربان
neighborly help
کمک همسایگی
new neighbor
همسایه جدید
neighbor dispute
مشکلات همسایگی
neighbor's yard
حیاط همسایه
friendly neighbors
همسایگان مهربان
neighboring countries
کشورهای همسایه
i often chat with my neighbor over the fence.
من اغلب با همسایهام بالای حصار چت میکنم.
my neighbor helps me with my garden.
همسایهام در باغبانی به من کمک میکند.
we had a barbecue with our neighbors last weekend.
ما آخر هفته گذشته باربکیو با همسایگانمان داشتیم.
it's nice to have friendly neighbors.
داشتن همسایههایی که دوستداشتنی هستند، خوب است.
my neighbor's dog barks all night.
سگ همسایهام شبها تمام شب پارس میکند.
we exchanged gifts with our neighbors during the holidays.
ما در تعطیلات با همسایگانمان هدیانا رد و بدل کردیم.
sometimes, neighbors can become like family.
گاهی اوقات، همسایهها میتوانند مانند خانواده شوند.
our neighbor is an excellent cook.
همسایهمان آشپز بسیار خوبی است.
she borrowed a cup of sugar from her neighbor.
او یک فنجان شکر از همسایهاش قرض گرفت.
we often help each other with neighborly duties.
ما اغلب به یکدیگر در انجام وظایف همسایگی کمک میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید