law obeyers
پیروان قانون
rule obeyers
پیروان قواعد
the obeyers of the law are essential to a stable society.
پیروی کنندگان قانون برای جامعهای پایدار ضروری هستند.
obeyers of court orders must follow every condition exactly.
پیروی کنندگان دستورات دادگاه باید هر شرط را به طور دقیق دنبال کنند.
in this company, obeyers of the rules are trusted with sensitive tasks.
در این شرکت، پیروی کنندگان قوانین با وظایف حساس اعتماد مییابند.
the obeyers of safety regulations reduce accidents on the job.
پیروی کنندگان قوانین ایمنی حوادث کار را کاهش میدهند.
obeyers of traffic laws help keep roads safe for everyone.
پیروی کنندگان قوانین ترافیک کمک میکنند تا راهها برای همه ایمن بمانند.
true obeyers of instructions read the manual before starting.
پیروی کنندگان واقعی دستورالعملها قبل از شروع دفترچه راهنما را میخوانند.
obeyers of the contract terms avoid costly disputes later.
پیروی کنندگان شرایط قرارداد در آینده اختلافات گرانقیمت را اجتناب میکنند.
the obeyers of a strict code of conduct set the tone for the team.
پیروی کنندگان یک کد رفتاری سختگیرانه روند گروه را تعیین میکنند.
obeyers of the curfew were allowed to stay in the dormitory.
پیروی کنندگان محدودیت ساعتی مجاز به ماندن در اتاق خواب بودند.
obeyers of workplace policies keep operations running smoothly.
پیروی کنندگان سیاستهای محل کار عملیات را به طور سلیس ادامه میدهند.
obeyers of the guidelines submitted their reports on time.
پیروی کنندگان راهنماییها گزارشهای خود را به موقع ارائه کردند.
law obeyers
پیروان قانون
rule obeyers
پیروان قواعد
the obeyers of the law are essential to a stable society.
پیروی کنندگان قانون برای جامعهای پایدار ضروری هستند.
obeyers of court orders must follow every condition exactly.
پیروی کنندگان دستورات دادگاه باید هر شرط را به طور دقیق دنبال کنند.
in this company, obeyers of the rules are trusted with sensitive tasks.
در این شرکت، پیروی کنندگان قوانین با وظایف حساس اعتماد مییابند.
the obeyers of safety regulations reduce accidents on the job.
پیروی کنندگان قوانین ایمنی حوادث کار را کاهش میدهند.
obeyers of traffic laws help keep roads safe for everyone.
پیروی کنندگان قوانین ترافیک کمک میکنند تا راهها برای همه ایمن بمانند.
true obeyers of instructions read the manual before starting.
پیروی کنندگان واقعی دستورالعملها قبل از شروع دفترچه راهنما را میخوانند.
obeyers of the contract terms avoid costly disputes later.
پیروی کنندگان شرایط قرارداد در آینده اختلافات گرانقیمت را اجتناب میکنند.
the obeyers of a strict code of conduct set the tone for the team.
پیروی کنندگان یک کد رفتاری سختگیرانه روند گروه را تعیین میکنند.
obeyers of the curfew were allowed to stay in the dormitory.
پیروی کنندگان محدودیت ساعتی مجاز به ماندن در اتاق خواب بودند.
obeyers of workplace policies keep operations running smoothly.
پیروی کنندگان سیاستهای محل کار عملیات را به طور سلیس ادامه میدهند.
obeyers of the guidelines submitted their reports on time.
پیروی کنندگان راهنماییها گزارشهای خود را به موقع ارائه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید