obnoxiously loud
بسیار بلند و آزاردهنده
obnoxiously rude
بسیار بی ادب و آزاردهنده
obnoxiously bright
بسیار روشن و آزاردهنده
obnoxiously rich
بسیار ثروتمند و آزاردهنده
obnoxiously sweet
بسیار شیرین و آزاردهنده
obnoxiously loudmouth
بسیار پرحرف و آزاردهنده
obnoxiously flashy
بسیار تظاهرکار و آزاردهنده
obnoxiously selfish
بسیار خودخواه و آزاردهنده
obnoxiously annoying
بسیار آزاردهنده و خسته کننده
obnoxiously overbearing
بسیار زورگو و آزاردهنده
he obnoxiously interrupted the meeting several times.
او چندین بار به طور زننده جلسه را قطع کرد.
she obnoxiously bragged about her achievements.
او به طور زننده در مورد دستاوردهای خود صحبت کرد.
they obnoxiously played loud music in the library.
آنها به طور زننده موسیقی با صدای بلند در کتابخانه پخش کردند.
his obnoxiously rude comments offended everyone.
اظهارات زننده و بیادبانه او باعث ناراحتی همه شد.
she obnoxiously took credit for the team's work.
او به طور زننده نسبت به گروه کاری خود ادعا کرد.
they obnoxiously laughed at his mistakes.
آنها به طور زننده به اشتباهات او خندیدند.
he obnoxiously pointed out everyone’s flaws.
او به طور زننده نقاط ضعف همه را نشان داد.
she obnoxiously monopolized the conversation.
او به طور زننده بحث را در انحصار خود گرفت.
his obnoxiously loud laughter drew attention.
خنده بلند زننده او توجه را جلب کرد.
they obnoxiously criticized the performance without offering help.
آنها بدون ارائه کمک، به طور زننده عملکرد را مورد انتقاد قرار دادند.
obnoxiously loud
بسیار بلند و آزاردهنده
obnoxiously rude
بسیار بی ادب و آزاردهنده
obnoxiously bright
بسیار روشن و آزاردهنده
obnoxiously rich
بسیار ثروتمند و آزاردهنده
obnoxiously sweet
بسیار شیرین و آزاردهنده
obnoxiously loudmouth
بسیار پرحرف و آزاردهنده
obnoxiously flashy
بسیار تظاهرکار و آزاردهنده
obnoxiously selfish
بسیار خودخواه و آزاردهنده
obnoxiously annoying
بسیار آزاردهنده و خسته کننده
obnoxiously overbearing
بسیار زورگو و آزاردهنده
he obnoxiously interrupted the meeting several times.
او چندین بار به طور زننده جلسه را قطع کرد.
she obnoxiously bragged about her achievements.
او به طور زننده در مورد دستاوردهای خود صحبت کرد.
they obnoxiously played loud music in the library.
آنها به طور زننده موسیقی با صدای بلند در کتابخانه پخش کردند.
his obnoxiously rude comments offended everyone.
اظهارات زننده و بیادبانه او باعث ناراحتی همه شد.
she obnoxiously took credit for the team's work.
او به طور زننده نسبت به گروه کاری خود ادعا کرد.
they obnoxiously laughed at his mistakes.
آنها به طور زننده به اشتباهات او خندیدند.
he obnoxiously pointed out everyone’s flaws.
او به طور زننده نقاط ضعف همه را نشان داد.
she obnoxiously monopolized the conversation.
او به طور زننده بحث را در انحصار خود گرفت.
his obnoxiously loud laughter drew attention.
خنده بلند زننده او توجه را جلب کرد.
they obnoxiously criticized the performance without offering help.
آنها بدون ارائه کمک، به طور زننده عملکرد را مورد انتقاد قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید