wide-eyed wonder
شگفتی با چشمان گشاد
wide-eyed look
نگاه با چشمان گشاد
wide-eyed child
کودک با چشمان گشاد
wide-eyed amazement
تحسین با چشمان گشاد
wide-eyed gaze
نگاه خیره
looking wide-eyed
با چشمان گشاد نگاه کردن
wide-eyed surprise
تعجب با چشمان گشاد
wide-eyed and eager
با چشمان گشاد و مشتاق
wide-eyed audience
تماشاگران با چشمان گشاد
wide-eyed innocence
معصومیت با چشمان گشاد
the child stood wide-eyed, watching the parade go by.
کودک با چشمان گشاد ایستاده بود و تماشاگر گذر رژه بود.
wide-eyed with excitement, she opened her birthday present.
با چشمان گشاد از هیجان، او هدیه تولد خود را باز کرد.
he listened wide-eyed to the storyteller's captivating tale.
او با چشمان گشاد به داستان جذاب تعریفکننده داستان گوش داد.
the audience was wide-eyed as the magician performed his trick.
تماشاگران با چشمان گشاد شاهد شعبدهبازی جادوگر بودند.
wide-eyed and curious, the puppy explored the new garden.
با چشمان گشاد و کنجکاو، توله سگ باغ جدید را کشف کرد.
she gazed wide-eyed at the starry night sky above.
او با چشمان گشاد به آسمان شب پر ستاره بالای سرش خیره شد.
the students sat wide-eyed, absorbing the professor's lecture.
دانشجویان با چشمان گشاد نشستند و سخنرانی استاد را جذب کردند.
wide-eyed with wonder, they observed the blooming cherry blossoms.
با چشمان گشاد از شگفتی، آنها شکوفههای گیلاس در حال شکفتن را مشاهده کردند.
he watched wide-eyed as the rocket launched into space.
او با چشمان گشاد تماشاگر پرتاب موشک به فضا بود.
wide-eyed, the kitten chased the laser pointer across the floor.
با چشمان گشاد، بچه گربه اشاره لیزر را در سراسر کف زمین تعقیب کرد.
the tourists stood wide-eyed before the ancient temple.
گردشگران با چشمان گشاد در مقابل معبد باستانی ایستادند.
wide-eyed wonder
شگفتی با چشمان گشاد
wide-eyed look
نگاه با چشمان گشاد
wide-eyed child
کودک با چشمان گشاد
wide-eyed amazement
تحسین با چشمان گشاد
wide-eyed gaze
نگاه خیره
looking wide-eyed
با چشمان گشاد نگاه کردن
wide-eyed surprise
تعجب با چشمان گشاد
wide-eyed and eager
با چشمان گشاد و مشتاق
wide-eyed audience
تماشاگران با چشمان گشاد
wide-eyed innocence
معصومیت با چشمان گشاد
the child stood wide-eyed, watching the parade go by.
کودک با چشمان گشاد ایستاده بود و تماشاگر گذر رژه بود.
wide-eyed with excitement, she opened her birthday present.
با چشمان گشاد از هیجان، او هدیه تولد خود را باز کرد.
he listened wide-eyed to the storyteller's captivating tale.
او با چشمان گشاد به داستان جذاب تعریفکننده داستان گوش داد.
the audience was wide-eyed as the magician performed his trick.
تماشاگران با چشمان گشاد شاهد شعبدهبازی جادوگر بودند.
wide-eyed and curious, the puppy explored the new garden.
با چشمان گشاد و کنجکاو، توله سگ باغ جدید را کشف کرد.
she gazed wide-eyed at the starry night sky above.
او با چشمان گشاد به آسمان شب پر ستاره بالای سرش خیره شد.
the students sat wide-eyed, absorbing the professor's lecture.
دانشجویان با چشمان گشاد نشستند و سخنرانی استاد را جذب کردند.
wide-eyed with wonder, they observed the blooming cherry blossoms.
با چشمان گشاد از شگفتی، آنها شکوفههای گیلاس در حال شکفتن را مشاهده کردند.
he watched wide-eyed as the rocket launched into space.
او با چشمان گشاد تماشاگر پرتاب موشک به فضا بود.
wide-eyed, the kitten chased the laser pointer across the floor.
با چشمان گشاد، بچه گربه اشاره لیزر را در سراسر کف زمین تعقیب کرد.
the tourists stood wide-eyed before the ancient temple.
گردشگران با چشمان گشاد در مقابل معبد باستانی ایستادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید