overtired child
کودک بیش از حد خسته
feeling overtired
احساس خستگی بیش از حد
overtired parents
والدین بیش از حد خسته
overtired from work
خسته از کار
overtired and irritable
بیش از حد خسته و عصبی
overtired at night
شبها بیش از حد خسته
overtired but wired
بیش از حد خسته اما مضطرب
overtired and restless
بیش از حد خسته و بیقرار
overtired from travel
خسته از سفر
overtired during exams
در طول امتحان بیش از حد خسته
she felt overtired after working late every night.
او بعد از کار کردن تا دیروقت هر شب احساس خستگی بیش از حد میکرد.
the children became overtired after playing for hours.
بچه ها بعد از بازی کردن به مدت چند ساعت احساس خستگی بیش از حد کردند.
if you are overtired, it's best to take a break.
اگر احساس خستگی بیش از حد دارید، بهتر است استراحت کنید.
he realized he was overtired and needed to sleep.
او متوجه شد که احساس خستگی بیش از حد میکند و نیاز به خواب دارد.
overtiredness can affect your concentration and mood.
خستگی بیش از حد میتواند بر تمرکز و خلق و خوی شما تأثیر بگذارد.
after the long hike, i felt completely overtired.
بعد از پیادهروی طولانی، من کاملاً احساس خستگی بیش از حد کردم.
she often gets overtired from juggling work and family.
او اغلب به دلیل تلاش برای انجام همزمان کار و خانواده احساس خستگی بیش از حد میکند.
it's important to recognize when you are overtired.
تشخیص اینکه چه زمانی احساس خستگی بیش از حد میکنید مهم است.
he became overtired and started making mistakes at work.
او احساس خستگی بیش از حد کرد و شروع به اشتباه کردن در محل کار کرد.
taking short breaks can help prevent overtiredness.
استراحتهای کوتاه میتواند به جلوگیری از خستگی بیش از حد کمک کند.
overtired child
کودک بیش از حد خسته
feeling overtired
احساس خستگی بیش از حد
overtired parents
والدین بیش از حد خسته
overtired from work
خسته از کار
overtired and irritable
بیش از حد خسته و عصبی
overtired at night
شبها بیش از حد خسته
overtired but wired
بیش از حد خسته اما مضطرب
overtired and restless
بیش از حد خسته و بیقرار
overtired from travel
خسته از سفر
overtired during exams
در طول امتحان بیش از حد خسته
she felt overtired after working late every night.
او بعد از کار کردن تا دیروقت هر شب احساس خستگی بیش از حد میکرد.
the children became overtired after playing for hours.
بچه ها بعد از بازی کردن به مدت چند ساعت احساس خستگی بیش از حد کردند.
if you are overtired, it's best to take a break.
اگر احساس خستگی بیش از حد دارید، بهتر است استراحت کنید.
he realized he was overtired and needed to sleep.
او متوجه شد که احساس خستگی بیش از حد میکند و نیاز به خواب دارد.
overtiredness can affect your concentration and mood.
خستگی بیش از حد میتواند بر تمرکز و خلق و خوی شما تأثیر بگذارد.
after the long hike, i felt completely overtired.
بعد از پیادهروی طولانی، من کاملاً احساس خستگی بیش از حد کردم.
she often gets overtired from juggling work and family.
او اغلب به دلیل تلاش برای انجام همزمان کار و خانواده احساس خستگی بیش از حد میکند.
it's important to recognize when you are overtired.
تشخیص اینکه چه زمانی احساس خستگی بیش از حد میکنید مهم است.
he became overtired and started making mistakes at work.
او احساس خستگی بیش از حد کرد و شروع به اشتباه کردن در محل کار کرد.
taking short breaks can help prevent overtiredness.
استراحتهای کوتاه میتواند به جلوگیری از خستگی بیش از حد کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید