pagan

[ایالات متحده]/ˈpeɪɡən/
[بریتانیا]/ˈpeɪɡən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غیر مسیحی، بی‌باور
adj. مربوط به باورهای غیر مسیحی، فاقد ایمان مذهبی
Word Forms
جمعpagans

عبارات و ترکیب‌ها

pagan beliefs

اعتقادات بهائی

pagan rituals

آداب بهائی

pagan traditions

رسوم و سنت‌های بهائی

pagan culture

فرهنگ بهائی

جملات نمونه

the pagans thought it was important to propitiate the gods with sacrifices.

به باور کافران، خشنود کردن خدایان با قربانی کردن مهم بود.

many pagan traditions continue or are being revived.

رسوم کافرانه بسیاری همچنان ادامه دارند یا در حال احیا هستند.

religious houses were built on ancient pagan sites.

ساختمان‌های مذهبی بر روی مکان‌های باستانی کافران ساخته شدند.

But when the forbidden months are past, then fight and slay the Pagans wherever ye find them, an seize them, beleaguer them, and lie in wait for them in every stratagem (of war);

اما زمانی که ماه‌های ممنوعه سپری شدند، در هر راهی که پیدا می‌کنید، با آنها بجنگید و آنها را بکشید، آنها را به دست بگیرید، آنها را محاصره کنید و در هر نقشه‌ای (جنگ) در کمین آنها باشید.

I often contributed cartoons and essays to other people's 'zines, so why didn't I just buckle down and start my own?(Pagan Kennedy )

من اغلب کارتون ها و مقالات خود را به مجلات دیگران می فرستادم، بنابراین چرا فقط به خود نمی گفتم و خودم شروع کنم؟ (پیگان کندی)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید