pain-free living
زندگی بدون درد
pain-free exercise
ورزش بدون درد
become pain-free
بدون درد شوید
pain-free nights
شب های بدون درد
enjoy pain-free
لذت ببرید بدون درد
was pain-free
بدون درد بود
pain-free life
زندگی بدون درد
living pain-free
زندگی بدون درد
feel pain-free
احساس کنید بدون درد
a pain-free experience
تجربه ای بدون درد
i want a pain-free workout, so i'll stretch before i lift weights.
من میخواهم تمرینی بدون درد داشته باشم، بنابراین قبل از انجام تمرین وزنبرداری کشیدن مفصلها را انجام خواهم داد.
the dentist assured me the procedure would be virtually pain-free.
دندانپزشک به من گفت که این فرایند تقریباً بدون درد خواهد بود.
she hoped for a pain-free recovery after her surgery.
او امیدوار بود که پس از جراحی بازپسگیری بدون درد داشته باشد.
the new medication promised a pain-free existence for arthritis sufferers.
داروی جدید این امید را به بیماران مبتلا به آرتریت داد که زندگیای بدون درد خواهند داشت.
he designed the ergonomic chair to provide a pain-free seating experience.
او صندلی ارگونومیک را طراحی کرد تا تجربه نشستن بدون درد را فراهم کند.
the goal is to find a pain-free solution to this chronic problem.
هدف یافتن راهحلی بدون درد برای این مشکل مزمن است.
yoga can help you achieve a more pain-free and flexible body.
یوگا میتواند به شما کمک کند تا بدنی بدون درد و انعطافپذیرتر به دست آورید.
the massage therapist worked to ensure a pain-free and relaxing session.
تکمیلکننده ماساژ تلاش کرد تا جلسهای بدون درد و آرامبخش باشد.
many runners prefer pain-free running shoes with good cushioning.
بسیاری از دویدندگان مایلند از کفشهای دویدنی با پاشنهای خوب و بدون درد استفاده کنند.
the company developed a pain-free method for hair removal.
شرکت روشی بدون درد برای حذف مو را توسعه داد.
she enjoys a pain-free commute thanks to the efficient public transportation.
او به دلیل حملونقل عمومی کارآمد، سفر کردن بدون درد را لذت میبرد.
pain-free living
زندگی بدون درد
pain-free exercise
ورزش بدون درد
become pain-free
بدون درد شوید
pain-free nights
شب های بدون درد
enjoy pain-free
لذت ببرید بدون درد
was pain-free
بدون درد بود
pain-free life
زندگی بدون درد
living pain-free
زندگی بدون درد
feel pain-free
احساس کنید بدون درد
a pain-free experience
تجربه ای بدون درد
i want a pain-free workout, so i'll stretch before i lift weights.
من میخواهم تمرینی بدون درد داشته باشم، بنابراین قبل از انجام تمرین وزنبرداری کشیدن مفصلها را انجام خواهم داد.
the dentist assured me the procedure would be virtually pain-free.
دندانپزشک به من گفت که این فرایند تقریباً بدون درد خواهد بود.
she hoped for a pain-free recovery after her surgery.
او امیدوار بود که پس از جراحی بازپسگیری بدون درد داشته باشد.
the new medication promised a pain-free existence for arthritis sufferers.
داروی جدید این امید را به بیماران مبتلا به آرتریت داد که زندگیای بدون درد خواهند داشت.
he designed the ergonomic chair to provide a pain-free seating experience.
او صندلی ارگونومیک را طراحی کرد تا تجربه نشستن بدون درد را فراهم کند.
the goal is to find a pain-free solution to this chronic problem.
هدف یافتن راهحلی بدون درد برای این مشکل مزمن است.
yoga can help you achieve a more pain-free and flexible body.
یوگا میتواند به شما کمک کند تا بدنی بدون درد و انعطافپذیرتر به دست آورید.
the massage therapist worked to ensure a pain-free and relaxing session.
تکمیلکننده ماساژ تلاش کرد تا جلسهای بدون درد و آرامبخش باشد.
many runners prefer pain-free running shoes with good cushioning.
بسیاری از دویدندگان مایلند از کفشهای دویدنی با پاشنهای خوب و بدون درد استفاده کنند.
the company developed a pain-free method for hair removal.
شرکت روشی بدون درد برای حذف مو را توسعه داد.
she enjoys a pain-free commute thanks to the efficient public transportation.
او به دلیل حملونقل عمومی کارآمد، سفر کردن بدون درد را لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید