peddle one's old wares
فروش کالاهای قدیمی
some nostrum peddled as a cure for unemployment
دارویی شبهعلمی که به عنوان درمانی برای بیکاری تبلیغ میشود
She loves to peddle gossip round the village.
او عاشق پخش کردن شایعات در اطراف روستا است.
He peddled fish from a pushcart.
او ماهی را از یک گاری دستی میفروخت.
he peddled art and printing materials around the country.
او آثار هنری و مواد چاپی را در سراسر کشور میفروخت.
the giant con that has been peddled in the Conservative press.
کلاهبرداری بزرگ که در رسانه های محافظه کار تبلیغ شده است.
He has peddled the myth that he is supporting the local population.
او افسانه ای را تبلیغ کرده است که از جمعیت محلی حمایت می کند.
peddle one's old wares
فروش کالاهای قدیمی
some nostrum peddled as a cure for unemployment
دارویی شبهعلمی که به عنوان درمانی برای بیکاری تبلیغ میشود
She loves to peddle gossip round the village.
او عاشق پخش کردن شایعات در اطراف روستا است.
He peddled fish from a pushcart.
او ماهی را از یک گاری دستی میفروخت.
he peddled art and printing materials around the country.
او آثار هنری و مواد چاپی را در سراسر کشور میفروخت.
the giant con that has been peddled in the Conservative press.
کلاهبرداری بزرگ که در رسانه های محافظه کار تبلیغ شده است.
He has peddled the myth that he is supporting the local population.
او افسانه ای را تبلیغ کرده است که از جمعیت محلی حمایت می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید