ploughed

[ایالات متحده]/[plɑːʊd]/
[بریتانیا]/[plɑːʊd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته زمان کلمه plough) زمین را برعکس کردن و با یک جرثقیل آن را شکستن؛ سخت کار کردن و پایبندی.
adj. پوشیده از جوی‌هایی که توسط یک جرثقیل ایجاد شده‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

ploughed fields

مزرعه‌های جویده شده

ploughed through

جور کردن به طور کامل

ploughing along

جویدن در حال حرکت

ploughed a furrow

یک جوی جویده شده

ploughed up

جور کردن به طور کامل

ploughed back

جور کردن به عقب

ploughing the land

جویدن زمین

ploughed deeply

جور کردن به عمق زیاد

ploughed his way

جور کردن مسیر خود

ploughed and harrowed

جور کردن و دیسک کردن

جملات نمونه

the farmer ploughed the field before planting the wheat.

کشاورز زمین را قبل از کاشت گندم جوید.

they ploughed through the difficult terrain with their tractor.

آنها با ماشین خ垦شان از مسیر سخت عبور کردند.

he ploughed his way to the front of the line.

او با جویدن به جلوی صف رسید.

the old man had ploughed the same land for fifty years.

آقای باسن چهل و پنج سال زمین یکسان را جوید.

the tractor ploughed a straight line across the field.

ماشین خ垦 خط مستقیمی از روی زمین جوید.

she ploughed through the paperwork to finish the project.

او از روی کارهای کاغذی عبور کرد تا پروژه را تمام کند.

the ground was freshly ploughed and ready for seeds.

زمین به طور تازه جویده شده و برای بذور آماده بود.

he ploughed his heart into the research project.

او قلب خود را در پروژه تحقیقاتی خرج کرد.

the team ploughed through the data, searching for patterns.

تیم از داده ها عبور کرد، در حال جستجوی الگوهایی بود.

the ship ploughed through the waves during the storm.

کشتی در طول طوفان از امواج عبور کرد.

they ploughed a new furrow in the agricultural technology.

آنها در فناوری کشاورزی یک جریب جدید بیان کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید