prosaicness

[ایالات متحده]/[ˈprɒzɪknəs]/
[بریتانیا]/[ˈproʊzɪknəs]/

ترجمه

n. 平实、平淡的品质或状态;缺乏想象力或独创性;某物的乏味或普通。
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

the prosaicness of

از روزمرگی پرهیز شد

prosaicness of life

پذیرش روزمرگی

overcome prosaicness

با وجود روزمرگی

embrace prosaicness

آکنده از روزمرگی

lost in prosaicness

فاقد روزمرگی بود

prosaicness prevails

روزمرگی غالب شد

fight the prosaicness

رد روزمرگی

endless prosaicness

با روزمرگی

avoiding prosaicness

آسیب‌دیده به دلیل روزمرگی

prosaicness remains

غلبه بر روزمرگی

جملات نمونه

the report suffered from a certain prosaicness, lacking any spark of originality.

گزارش از نوعی ساده‌لوحی رنج می‌برد و فاقد هرگونه جرقه‌ی اصالت بود.

despite its technical accuracy, the presentation was marred by its prosaicness.

با وجود دقت فنی، ارائه با نوعی ساده‌لوحی خدشه‌دار شده بود.

he tried to inject some excitement into the narrative, fighting against its inherent prosaicness.

او تلاش کرد تا هیجان را به روایت تزریق کند و با نوعی ساده‌لوحی ذاتی آن مبارزه کرد.

the novel's prosaicness made it difficult to engage with on an emotional level.

ساده‌لوحی رمان، درگیر شدن با آن را از نظر احساسی دشوار می‌کرد.

the critic pointed out the film's pervasive prosaicness and lack of ambition.

منتقد به نوعی ساده‌لوحی فراگیر فیلم و فقدان جاه‌طلبی آن اشاره کرد.

she found the daily routine increasingly oppressive due to its unrelenting prosaicness.

او روال روزمره را به دلیل نوعی ساده‌لوحی بی‌وقفه‌اش، به‌طور فزاینده‌ای سرکوب‌کننده یافت.

the speaker attempted to overcome the prosaicness of the topic with humor and anecdotes.

سخنران تلاش کرد تا با طنز و داستان‌های کوتاه، بر نوعی ساده‌لوحی موضوع غلبه کند.

the essay's prosaicness was a result of the student's lack of personal investment.

ساده‌لوحی مقاله، نتیجه‌ی عدم سرمایه‌گذاری شخصی دانش‌آموز بود.

the author sought to avoid the prosaicness of the genre by experimenting with form.

نویسنده با آزمایش در فرم، به دنبال اجتناب از نوعی ساده‌لوحی ژانر بود.

the play's prosaicness was a deliberate choice to highlight the characters' mundane lives.

ساده‌لوحی نمایش، انتخابی عمدی برای برجسته‌سازی زندگی‌های روزمره شخصیت‌ها بود.

the team's approach was criticized for its prosaicness and lack of innovation.

رویکرد تیم به دلیل نوعی ساده‌لوحی و فقدان نوآوری مورد انتقاد قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید