puffs of smoke
دودهای کوتاه
puff pastry
خمیر پیچ
puffed up
متورم شده
puff out
بیرون دادن
puffing along
با تپش به جلو
puffed rice
برنج پف داده شده
puffing cheeks
گونههای گلولهدار
puffed sleeves
آستینهای پف کرده
puff and pant
نفسنفس زدن و هلهله زدن
puffed up face
چهره متورم
she took a few puffs of her cigarette and sighed.
او چند نخ از سیگارش را دود کرد و آهی کشید.
the little boy blew puffs of air at the dandelion seeds.
پسر کوچولو هاج و واج باد را به سمت دانه های گل زردرک انداخت.
he took several deep puffs of the aromatherapy oil.
او چند نفَس عمیق از روغن معطر درمانی کشید.
the clouds gathered, releasing puffs of rain.
ابرها جمع شدند و بادهای باران را آزاد کردند.
the dragon exhaled puffs of smoke and fire.
اژدها دود و آتش را بیرون داد.
she watched the steam puffs rise from the hot tea.
او تماشا کرد که بخار از چای داغ بلند می شود.
the volcano erupted, sending puffs of ash into the air.
آتشفشان فوران کرد و بادهای خاکستر را به هوا فرستاد.
he gave a few encouraging puffs of air to the balloon.
او چند نفَس تشویقی هوا را به سمت بادکنک فرستاد.
the comedian delivered punchlines with dramatic puffs of laughter.
کمدین با نفخ های خنده دار خطوط طلایی را ارائه کرد.
the sailboat caught the wind and puffed forward.
قایق بادبانی باد را گرفت و به جلو حرکت کرد.
the snow drifted, forming soft, white puffs on the ground.
برف رها شد و بادهای سفید و نرمی روی زمین ایجاد کرد.
puffs of smoke
دودهای کوتاه
puff pastry
خمیر پیچ
puffed up
متورم شده
puff out
بیرون دادن
puffing along
با تپش به جلو
puffed rice
برنج پف داده شده
puffing cheeks
گونههای گلولهدار
puffed sleeves
آستینهای پف کرده
puff and pant
نفسنفس زدن و هلهله زدن
puffed up face
چهره متورم
she took a few puffs of her cigarette and sighed.
او چند نخ از سیگارش را دود کرد و آهی کشید.
the little boy blew puffs of air at the dandelion seeds.
پسر کوچولو هاج و واج باد را به سمت دانه های گل زردرک انداخت.
he took several deep puffs of the aromatherapy oil.
او چند نفَس عمیق از روغن معطر درمانی کشید.
the clouds gathered, releasing puffs of rain.
ابرها جمع شدند و بادهای باران را آزاد کردند.
the dragon exhaled puffs of smoke and fire.
اژدها دود و آتش را بیرون داد.
she watched the steam puffs rise from the hot tea.
او تماشا کرد که بخار از چای داغ بلند می شود.
the volcano erupted, sending puffs of ash into the air.
آتشفشان فوران کرد و بادهای خاکستر را به هوا فرستاد.
he gave a few encouraging puffs of air to the balloon.
او چند نفَس تشویقی هوا را به سمت بادکنک فرستاد.
the comedian delivered punchlines with dramatic puffs of laughter.
کمدین با نفخ های خنده دار خطوط طلایی را ارائه کرد.
the sailboat caught the wind and puffed forward.
قایق بادبانی باد را گرفت و به جلو حرکت کرد.
the snow drifted, forming soft, white puffs on the ground.
برف رها شد و بادهای سفید و نرمی روی زمین ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید