reinitiate

[ایالات متحده]/ˌriːɪˈnɪʃieɪt/
[بریتانیا]/ˌriːɪˈnɪʃieɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره شروع کردن؛ شروع مجدد یک فرایند یا فعالیت؛ (کامپیوتر/شبکه) بازنشانی یک سیستم، دستگاه، سرویس یا ارتباط.

عبارات و ترکیب‌ها

reinitiate the process

فرآیند را مجدد شروع کنید

reinitiate the project

پروژه را مجدد شروع کنید

reinitiate the discussion

بحث را مجدد شروع کنید

reinitiates the system

سیستم را مجدد شروع کنید

reinitiated the talks

گفت و گو را مجدد شروع کرد

reinitiated the procedure

فرآیند را مجدد شروع کرد

reinitiate the dialogue

گفت و گو را مجدد شروع کنید

reinitiate negotiations

تلاش‌های مذاکره را مجدد شروع کنید

جملات نمونه

after the outage, the team will reinitiate service as soon as the servers stabilize.

پس از قطعی برق، تیم به محض پایدار شدن سرورها دوباره خدمات را آغاز خواهد کرد.

the clinic plans to reinitiate treatment next week after reviewing the test results.

کلینیک قصد دارد پس از بررسی نتایج آزمایش‌ها در هفته آینده درمان را دوباره آغاز کند.

they agreed to reinitiate talks once both sides appoint new negotiators.

آن‌ها توافق کردند که پس از اینکه هر دو طرف مذاکرندگان جدیدی منصوب کنند، مذاکرات را دوباره آغاز کنند.

we need to reinitiate contact with the supplier to confirm the delivery schedule.

ما نیاز داریم با تأمین‌کننده تماس را دوباره برقرار کنیم تا زمان تحویل را تأیید کنیم.

the bank will reinitiate the transfer after verifying your identity documents.

بانک پس از تأیید مدارک هویت شما، انتقال را دوباره آغاز خواهد کرد.

the university decided to reinitiate the investigation following new evidence.

دانشگاه تصمیم گرفت پس از دریافت شواهد جدید، تحقیق را دوباره آغاز کند.

once funding is approved, the charity can reinitiate the program in rural areas.

پس از تأیید اعتبار، این سازمان خیریه می‌تواند برنامه را در مناطق روستایی دوباره آغاز کند.

after a brief pause, the presenter reinitiated the discussion with a clearer agenda.

پس از یک فاصله کوتاه، معرفی‌کننده با یک برنامه واضح‌تر مذاکرات را دوباره آغاز کرد.

the airline will reinitiate flights to the region when weather conditions improve.

هواپیمایی پس از بهبود شرایط جوی، پروازها به منطقه را دوباره آغاز خواهد کرد.

please reinitiate the process from step one if the form fails to submit.

اگر فرم ارسال نشد، لطفاً فرآیند را از مرحله یک دوباره آغاز کنید.

the department hopes to reinitiate collaboration with local partners this quarter.

این بخش امیدوار است که در این فصل با شراکت‌کنندگان محلی همکاری را دوباره آغاز کند.

to fix the bug, the developer will reinitiate the build and rerun the tests.

برای رفع خطا، توسعه‌دهنده ساخت را دوباره آغاز و آزمایش‌ها را دوباره اجرا خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید