reinstituted

[ایالات متحده]/[ˌriːɪnˈstɪtjuːt]/
[بریتانیا]/[ˌriːɪnˈstɪtjuːt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برقرار یا بازگرداندن چیزی، به ویژه یک سیستم، فرآیند یا روش، پس از یک دوره غیاب یا عدم استفاده؛ بازگرداندن به کار یا قدرت؛ بازگرداندن کسی به موقعیت یا وضعیت پیشین.

عبارات و ترکیب‌ها

reinstituted policy

سیاست بازگردانی شده

reinstituted rules

قوانین بازگردانی شده

reinstituted tax

مالیات بازگردانی شده

reinstituted ban

ممنوعیت بازگردانی شده

reinstituted system

سیستم بازگردانی شده

reinstituted law

قانون بازگردانی شده

reinstituted fee

هزینه بازگردانی شده

reinstituted practice

روش بازگردانی شده

reinstituted quota

سهم بازگردانی شده

reinstituted limit

محدودیت بازگردانی شده

جملات نمونه

the company reinstituted its employee bonus program after a year of austerity measures.

شرکت پس از یک سال اقدامات کاهش هزینه، برنامه پاداش کارکنان خود را دوباره اجرا کرد.

the government reinstituted the death penalty for particularly heinous crimes.

دولت مجازات اعدام را برای جرایم خاصاً ناگوار بازگرداند.

the historical society reinstituted the annual town fair to celebrate its heritage.

جمعیت تاریخی بازگرداندن بازار سالانه شهر را برای جشن گرفتن از وارث خود انجام داد.

following public demand, the library reinstituted evening hours.

پس از درخواست عموم، کتابخانه ساعات عصر را دوباره اجرا کرد.

the university reinstituted the mandatory foreign language requirement for all students.

دانشگاه الزام به یادگیری زبان خارجی را برای تمام دانشجویان دوباره اجرا کرد.

the old tradition was reinstituted after decades of neglect.

سنت قدیمی پس از دهه‌ها نادیده گرفته شدن دوباره اجرا شد.

the airline reinstituted flights to the island following the storm's clearance.

هواپیمایی پس از اینکه بارش باران تمیز شد، پروازهایی به جزیره را دوباره اجرا کرد.

the club reinstituted its monthly social gatherings to boost morale.

کلوب جلسات اجتماعی ماهیانه خود را برای افزایش روحیه دوباره اجرا کرد.

the school board reinstituted the dress code policy after numerous complaints.

هیئت مدارس پس از چندین شکایت، قانون لباس را دوباره اجرا کرد.

the park service reinstituted the guided nature walks to educate visitors.

سرویس پارک پس از اینکه راه رفتن در طبیعت را با همراهی راهنمایی انجام دادند، بازدیدکنندگان را آموزش دادند.

the team reinstituted their pre-game ritual for good luck.

تیم رسمیت قبل از بازی را برای خوش شانسی دوباره اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید