rejection-inducing

[ایالات متحده]/[rɪˈdʒekʃən ɪnˈdjuːsɪŋ]/
[بریتانیا]/[rɪˈdʒekʃən ɪnˈdjuːsɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث ایجاد یا ممکن است باعث ایجاد رد شود؛ به نفع پاسخ منفی یا رد شدن می‌کند؛ آن چیزی که باعث احساس رد شدن در شخص می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

rejection-inducing behavior

رفتاری که باعث رد شدن می‌شود

avoiding rejection-inducing

پرهیز از رفتارهای رد کننده

rejection-inducing comments

کامنت‌های رد کننده

highly rejection-inducing

بسیار رد کننده

rejection-inducing tone

نبردی رد کننده

was rejection-inducing

رفتار رد کننده بود

seeming rejection-inducing

به نظر می‌رسد رد کننده است

potentially rejection-inducing

احتمالاً رد کننده

rejection-inducing language

زبان رد کننده

clearly rejection-inducing

به وضوح رد کننده

جملات نمونه

the company's rigid policies proved rejection-inducing for many potential employees.

سیاست‌های سخت گیرانه شرکت برای بسیاری از افراد پتانسیل به عنوان دلیلی برای رد شدن عمل کرد.

his overly critical feedback was surprisingly rejection-inducing.

پیشنهادهای بسیار کritis او به طور غیرمنتظره‌ای دلیلی برای رد شدن شد.

the complex application process felt rejection-inducing to many applicants.

فرآیند پیچیده درخواست کار برای بسیاری از درخواست‌کنندگان حس رد شدن را ایجاد کرد.

the constant negativity in the workplace created a rejection-inducing environment.

نقد دائمی در محیط کار یک محیطی را ایجاد کرد که دلیل رد شدن می‌شد.

the professor's harsh grading style was often rejection-inducing for students.

سبک ارزیابی سخت گیرانه استاد گاهی دلیلی برای رد شدن برای دانشجویان بود.

the lengthy and confusing contract terms were rejection-inducing for the client.

شرایط طولانی و گیج کننده قرارداد برای مشتری دلیلی برای رد شدن شد.

the passive-aggressive communication style proved rejection-inducing in the negotiation.

سبک ارتباطی غیبت‌گرایانه در مذاکره دلیلی برای رد شدن ثابت شد.

the lack of clear direction was rejection-inducing for the new team members.

عدم وجود جهت گیری واضح برای اعضای جدید تیم دلیلی برای رد شدن شد.

the constant fear of failure became rejection-inducing for the project team.

ترس دائمی از شکست برای تیم پروژه دلیلی برای رد شدن شد.

the bureaucratic hurdles were incredibly rejection-inducing for the startup.

موانع اداری برای شرکت نوپا به طور نامحسوسی دلیلی برای رد شدن شد.

the impersonal and automated response felt rejection-inducing after a long wait.

پاسخ غیرشخصی و خودکار پس از یک انتظار طولانی حس رد شدن را ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید