relishingly

[ایالات متحده]/rɪˈlɪʃɪŋli/
[بریتانیا]/rɪˈlɪʃɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نشان‌دهنده لذت یا قدردانی فراوان است؛ با لذت (relish)

جملات نمونه

she ate the cake relishingly, savoring every bite.

او کیک را با لذت خورد و از هر لقمه‌ای لذت برد.

he listened relishingly to the music, eyes closed in bliss.

او با لذت به موسیقی گوش داد، چشمانش در بهشت ​​بسته بود.

the dog ate his food relishingly, wagging his tail happily.

سگ با لذت غذایش را خورد و با خوشحالی دم تکان می‌داد.

she read the letter relishingly, smiling at every word.

او نامه را با لذت خواند و از هر کلمه لبخند زد.

they watched the sunset relishingly, drinking in the vibrant colors.

آنها غروب خورشید را با لذت تماشا کردند و رنگ‌های زنده را در خود جای دادند.

he described the meal relishingly, painting a vivid picture for his friends.

او وعده غذایی را با لذت توصیف کرد و تصویری زنده برای دوستانش ترسیم کرد.

the children played relishingly in the park all afternoon.

کودکان تمام بعد از ظهر با لذت در پارک بازی کردند.

she told the story relishingly, captivating everyone's attention.

او داستان را با لذت تعریف کرد و توجه همه را به خود جلب کرد.

he spoke relishingly about his travels abroad with great enthusiasm.

او با شور و شوق فراوان با لذت در مورد سفرهای خود به خارج از کشور صحبت کرد.

they dined relishingly at the elegant restaurant, savoring each course.

آنها با لذت در رستوران شیک غذا خوردند و از هر غذا لذت بردند.

the cat watched the birds relishingly through the window, mesmerized.

گربه با لذت از پشت پنجره پرندگان را تماشا کرد و مسحور شد.

she described the adventure relishingly to her eager friends.

او با لذت ماجراجویی را برای دوستان مشتاق خود توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید