replenished

[ایالات متحده]/rɪˈplɛnɪʃt/
[بریتانیا]/rɪˈplɛnɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره چیزی را پر کردن؛ تأمین مجدد یک منبع

عبارات و ترکیب‌ها

replenished stock

ذخیره مجدد موجودی

replenished supplies

تامینات مجدد

replenished energy

بازسازی انرژی

replenished resources

بازسازی منابع

replenished funds

تامین مجدد بودجه

replenished inventory

بازسازی موجودی

replenished nutrients

بازسازی مواد مغذی

replenished reserves

بازسازی ذخایر

replenished water

بازسازی آب

جملات نمونه

the water supply was replenished after the heavy rain.

تامین آب پس از باران شدید مجدداً پر شد.

she replenished her energy with a quick snack.

او با یک میان وعده سریع انرژی خود را مجدداً پر کرد.

the stock was replenished to meet customer demand.

ذخیره برای پاسخگویی به تقاضای مشتریان مجدداً پر شد.

he replenished the bird feeder every week.

او هر هفته ظرف غذای پرندگان را مجدداً پر می کرد.

the team was replenished with new players for the season.

تیم با بازیکنان جدید برای فصل مجدداً پر شد.

after the meeting, she replenished her notes.

پس از جلسه، او یادداشت های خود را مجدداً تکمیل کرد.

the garden was replenished with fresh flowers.

باغ با گل های تازه مجدداً پر شد.

he replenished his bookshelf with new novels.

او قفسه کتاب خود را با رمان های جدید مجدداً پر کرد.

they replenished the supplies for the camping trip.

آنها لوازم مورد نیاز برای سفر کمپینگ را مجدداً پر کردند.

water levels in the lake were replenished by the spring rains.

سطح آب در دریاچه توسط باران های بهاری مجدداً پر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید