resupplied quickly
به سرعت تجدید تدارکات شد
being resupplied
در حال تجدید تدارکات
resupplied stores
محلهای تجدید تدارکات
resupplying base
بازار تجدید تدارکات
resupplied troops
نیروهای تجدید تدارکات شده
had resupplied
تجدید تدارکات کرده بود
resupplied vessel
کشتی تجدید تدارکات شده
fully resupplied
کاملاً تجدید تدارکات شده
resupplied line
خط تجدید تدارکات
resupplied station
ایستگاه تجدید تدارکات
the hikers resupplied at the base camp before the final ascent.
تفریغکنندگان پیادهروی در کمپ پایهای قبل از بالا رفتن نهایی تجدید تدارکات کردند.
after the long journey, we were happy to resupply our water bottles.
پس از سفر طولانی، ما خوشحال بودیم که بطریهای آبمان را تجدید کنیم.
the army resupplied its troops with ammunition and rations.
نیروی نظامی با مواد مصرفی و غذا تدارکات نیروهای خود را تجدید کرد.
the store resupplied its shelves with popular items after the holiday rush.
فروشگاه پس از فروشگاهی ایام تعطیلات، با کالاهای محبوب تجدید رفتههای خود را انجام داد.
the delivery truck resupplied the vending machines with snacks and drinks.
خودروی تحویلدهنده با ناهار و نوشیدنیها ماشینهای فروش خودکار را تجدید کرد.
the team resupplied their equipment after the first round of the competition.
تیم پس از دور اول مسابقه تدارکات تجهیزات خود را تجدید کرد.
the research station resupplied its supplies every six months.
ایستگاه تحقیقاتی هر شش ماه یک بار تدارکات خود را تجدید میکرد.
the pilots resupplied their aircraft with fuel before takeoff.
پیлотها قبل از پرواز، هواپیماهای خود را با سوخت تجدید کردند.
the warehouse efficiently resupplied the retail stores across the region.
انبار به طور کارآمد تدارکات فروشگاههای خردهفروشی در سراسر منطقه را تجدید کرد.
the emergency responders resupplied themselves with energy bars and water.
پاسخدهندگان اضطراری خود را با میوههای انرژی و آب تجدید کردند.
the climbers resupplied their oxygen tanks at the high-altitude camp.
کوهنوردان در کمپ ارتفاع بالا، مخازن اکسیژن خود را تجدید کردند.
resupplied quickly
به سرعت تجدید تدارکات شد
being resupplied
در حال تجدید تدارکات
resupplied stores
محلهای تجدید تدارکات
resupplying base
بازار تجدید تدارکات
resupplied troops
نیروهای تجدید تدارکات شده
had resupplied
تجدید تدارکات کرده بود
resupplied vessel
کشتی تجدید تدارکات شده
fully resupplied
کاملاً تجدید تدارکات شده
resupplied line
خط تجدید تدارکات
resupplied station
ایستگاه تجدید تدارکات
the hikers resupplied at the base camp before the final ascent.
تفریغکنندگان پیادهروی در کمپ پایهای قبل از بالا رفتن نهایی تجدید تدارکات کردند.
after the long journey, we were happy to resupply our water bottles.
پس از سفر طولانی، ما خوشحال بودیم که بطریهای آبمان را تجدید کنیم.
the army resupplied its troops with ammunition and rations.
نیروی نظامی با مواد مصرفی و غذا تدارکات نیروهای خود را تجدید کرد.
the store resupplied its shelves with popular items after the holiday rush.
فروشگاه پس از فروشگاهی ایام تعطیلات، با کالاهای محبوب تجدید رفتههای خود را انجام داد.
the delivery truck resupplied the vending machines with snacks and drinks.
خودروی تحویلدهنده با ناهار و نوشیدنیها ماشینهای فروش خودکار را تجدید کرد.
the team resupplied their equipment after the first round of the competition.
تیم پس از دور اول مسابقه تدارکات تجهیزات خود را تجدید کرد.
the research station resupplied its supplies every six months.
ایستگاه تحقیقاتی هر شش ماه یک بار تدارکات خود را تجدید میکرد.
the pilots resupplied their aircraft with fuel before takeoff.
پیлотها قبل از پرواز، هواپیماهای خود را با سوخت تجدید کردند.
the warehouse efficiently resupplied the retail stores across the region.
انبار به طور کارآمد تدارکات فروشگاههای خردهفروشی در سراسر منطقه را تجدید کرد.
the emergency responders resupplied themselves with energy bars and water.
پاسخدهندگان اضطراری خود را با میوههای انرژی و آب تجدید کردند.
the climbers resupplied their oxygen tanks at the high-altitude camp.
کوهنوردان در کمپ ارتفاع بالا، مخازن اکسیژن خود را تجدید کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید