resupplies arrive
تامین مجدد وارید شد
need resupplies
تامین مجدد لازم است
resupplies needed
تامین مجدد مورد نیاز است
regular resupplies
تامین مجدد معمول
resupplies delivered
تامین مجدد تحویل داده شد
getting resupplies
در حال دریافت تامین مجدد
after resupplies
پس از تامین مجدد
ensure resupplies
ضمن تامین مجدد
the hikers needed to resupply their water bottles at the spring.
در راهرویهای باید آبهایشان را در چشمهای تجدید کنند.
we ordered resupplies of food and medicine for the expedition.
ما برای کاوشگری، تجدیدات غذایی و دارویی سفارش دادیم.
the store provides resupplies for campers and backpackers.
این فروشگاه تجدیدات را برای اقامتگاهها و افرادی که کیفپشتی میکنند فراهم میکند.
the ship will resupply at the port before continuing its journey.
این کشتی قبل از ادامه سفرش در بندر تجدید خواهد کرد.
the army depot is responsible for distributing resupplies to the front lines.
انبار ارتش مسئول توزیع تجدیدات به خط مقدم است.
it's crucial to resupply emergency kits regularly.
تجدید کیتهای اضطراری به طور منظم حائز اهمیت است.
the climbers planned their resupplies carefully for the summit push.
کوهنوردان تجدیدات خود را برای حمله به قله با دقت برنامهریزی کردند.
the base camp served as a central point for resupplies.
Campo پایه به عنوان یک نقطه مرکزی برای تجدیدات عمل میکرد.
the team coordinated resupplies to ensure everyone had enough.
تیم تجدیدات را هماهنگ کرد تا اطمینان حاصل شود که همه کافی دارند.
we need to resupply our inventory after the holiday rush.
ما نیاز داریم که پس از فروشگاهی تعطیلات، موجودیمان را تجدید کنیم.
the research station relies on regular resupplies by helicopter.
ایستگاه تحقیقاتی به تجدیدات منظم توسط هواپیما وابسته است.
resupplies arrive
تامین مجدد وارید شد
need resupplies
تامین مجدد لازم است
resupplies needed
تامین مجدد مورد نیاز است
regular resupplies
تامین مجدد معمول
resupplies delivered
تامین مجدد تحویل داده شد
getting resupplies
در حال دریافت تامین مجدد
after resupplies
پس از تامین مجدد
ensure resupplies
ضمن تامین مجدد
the hikers needed to resupply their water bottles at the spring.
در راهرویهای باید آبهایشان را در چشمهای تجدید کنند.
we ordered resupplies of food and medicine for the expedition.
ما برای کاوشگری، تجدیدات غذایی و دارویی سفارش دادیم.
the store provides resupplies for campers and backpackers.
این فروشگاه تجدیدات را برای اقامتگاهها و افرادی که کیفپشتی میکنند فراهم میکند.
the ship will resupply at the port before continuing its journey.
این کشتی قبل از ادامه سفرش در بندر تجدید خواهد کرد.
the army depot is responsible for distributing resupplies to the front lines.
انبار ارتش مسئول توزیع تجدیدات به خط مقدم است.
it's crucial to resupply emergency kits regularly.
تجدید کیتهای اضطراری به طور منظم حائز اهمیت است.
the climbers planned their resupplies carefully for the summit push.
کوهنوردان تجدیدات خود را برای حمله به قله با دقت برنامهریزی کردند.
the base camp served as a central point for resupplies.
Campo پایه به عنوان یک نقطه مرکزی برای تجدیدات عمل میکرد.
the team coordinated resupplies to ensure everyone had enough.
تیم تجدیدات را هماهنگ کرد تا اطمینان حاصل شود که همه کافی دارند.
we need to resupply our inventory after the holiday rush.
ما نیاز داریم که پس از فروشگاهی تعطیلات، موجودیمان را تجدید کنیم.
the research station relies on regular resupplies by helicopter.
ایستگاه تحقیقاتی به تجدیدات منظم توسط هواپیما وابسته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید